خطرات از سير ايشان نيز ميگردد ، ولى با اين وجود چون در مقصود اصلى سالك كه لقاء خداوند متعال باشد تأثير مستقيم ندارد در برخى از روايات از آن تعبير به دنيا شده است .
أبوبصير ميگويد : خدمت امام صادق عليه السّلام عرض كردم :
جُعِلتُ فِداكَ مَتَى الفَرَجُ ؟
« فرج و گشايش چه زمانى مىرسد ؟ » حضرت فرمودند :
يا أبابَصيرٍ أنتَ مِمَّن يُريدُ الدُّنيا ؟ مَن عَرَفَ هَذَا الأمرَ فَقَد فُرِّجَ عَنهُ بِانتظارِه . « 1 »
« اى أبابصير ، آيا تو از كسانى هستى كه طالب دنيايند ؟ هر كس اين امر ولايت را بشناسد ، به واسطهء انتظار ظهور دولت حقّ ، فرج و گشايش در حقّ او محقّق گرديده است . »
حال كسانى كه كاملين از أولياء إلهى را إدراك نمودهاند ، نيز همينطور است ؛ زيرا همهء اوليا در عالم ولايت متّحدند و هر كدام بابى بهسوى خداوندند كه با اتّصال به آن ، راه بر سالك إلى الله گشوده شده و ميتواند از آن باب به عالم توحيد وارد شده و به لقاء إلهى برسد . مگر حضرت أميرالمؤمنين عليهالسّلام دربارهء جناب سلمان نفرمودند :
إنَّ سَلْمانَ بابُ اللهِ فى الأَرضِ ، مَن عَرَفَهُ كانَ مُؤْمِنًا و مَن أَنكَرَهُ كانَ كافِرًا و إنَّ سَلْمانَ مِنَّا أَهلَ البَيتِ . « 2 »
« سلمان باب خداوند در زمين است ، هر كس او را بشناسد مؤمن و هر كس او را انكار نمايد كافر مىباشد و حقّاً سلمان از ما أهل بيت است . » و در زيارت وداع آن جناب عرض مىكنيم :
السَّلامُ عَلَيكَ يا أباعَبدِاللَهِ أنتَ بابُ اللَهِ المُؤْتَى [ المَأْتىُّ - ظ ] مِنهُ وَالمَأخُوذُ عَنهُ . « 3 »
« سلام بر تو اى أبا عبد الله ( اى سلمان ) تو باب خداوند
هامش
( 1 ) . همانمصدر ، باب فضل انتظار الفرج ، ص 142 ، ح 54 .
( 2 ) . همان مصدر ، ج 22 ، باب كيفيّة اسلام سلمان رضىاللهعنه و مكارم أخلاقه ص 274 ، ح 12 .
( 3 ) . همان مصدر ، ج 99 ، باب زيارة سلمان و سفراء القائم عليهالسّلام ، ص 291 .