مىباشى كه از آن وارد مىگردند و از وى معارف و حقائق أخذ مىشود . »
در اينجا مىبينيم همانطور كه بر رسول خدا و بر أميرالمؤمنين و بر هر يك از أئمّه و خواصّ ذرّيهء ايشان همچون حضرت أبا الفضل العبّاس و حضرت علىّاكبر عليهم الصّلوة و السّلام إطلاق « باب الله » مىشود ، بر حضرت سلمان نيز اطلاق شده است ؛ اگرچه سعه و ظرفيّت اين أبواب مختلف است ولى در اصل اين معنى كه همگى انسان را به خدواند متّصل نموده و به عالم توحيد وارد مىنمايند تفاوتى ندارند و لازمهء آن اين است كه اگر كسى توفيق تشرّف به محضر أميرالمؤمنين عليهالسّلام را نيافت ولى به محضر سلمان رسيد ، ميتواند از دريچهء نفس سلمان به عالم توحيد وارد شده و در حقيقت ، أميرالمؤمنين عليهالسّلام را نيز إدراك كرده است .
و اين امر ، به جهت اتّحاد و يگانگى حاصل بين سلمان با أئمّه عليهم السّلام در سايهء اطاعت و تبعيّت است كه سبب مىشود قلب و جان وى با امام يكى شود و هميشه در محضر امام عليهالسّلام باشد . كلام حضرت آقاى حاج سيّد هاشم موسوى حدّاد قدّس الله نفسه نيز نظر به همين مرتبه از معرفت و اتّحاد با امام عليهالسّلام دارد ، آنجا كه مىفرمايند : « كور است هر چشمى كه صبح از خواب بيدار شود و در أوّلين نظر نگاهش به امام زمان نيفتد . » « 1 »
از اين رو حضرت علّامهء والد مىفرمودند : عمدهء فائدهء ظهور براى مؤمنان غير سالك و سالكينى است كه به محضر انسان كامل نرسيدهاند ، أمّا مؤمن سالك كه روح او با روح أولياء إلهى همانند آقاى حدّاد متّصل است و از آنان پيروى مىكند ، مانند كسى است كه گويا در روزهاى ابرى از ابرها فراتر رفته و به خورشيد دست يافته است . حال آيا صحيح است كه بگوئيم : خورشيد براى اين
هامش
( 1 ) . روحمجرّد ، ص 513 .