شخص ديگرى نيز كه در محضر علّامهء والد قدم در سير و سلوك گذاشته ولى پس از مدّتى از طريق حقّ لغزيد و به جهت استقلال و عدم اطاعت از دستور ايشان در مسير خلاف واقع شد ، آن فرد نيز دائم المكاشفه بود و مىگفت : من از امامزمان عليهالسّلام دستور مىگيرم !
علّامهء والد مىفرمودند : اين امامزمان نيست ، اين نفس تواست كه به تو دستور مىدهد نه امام زمان ، اينها همه باطلاست ! كسى كه حقيقةً آنحضرت را
هامش
- ص 218 ، ح 3 ) « نظر به هر يك از ذرّيّهء رسولخدا صلّى الله عليه و آله وسلّم عبادت است ، ما دامى كه منهاج و طريقهء آنحضرت را رها ننموده و خود را به معاصى آلوده نكرده باشند . »
و نيز از آنحضرت در خطاب به برادرشان زيدالنّار روايت مىكند :
يا زيدُ ! اتَّقِ اللهَ ، فَإنّا بَلَغنا ما بَلَغنا بالتَّقوى ، فمَن لَميَتَّقِ اللَهَ وَ لَميُراقِبْهُ فَلَيس مِنّا و لَسنا مِنه . يا زيدُ ! إيّاكَ أن تُهينَ مَن بِه تَصولُ مِن شيعَتنا فَيذهَبَ نورُكَ . يا زيدُ ! إنّ شيعتَنَا إنّما أبغَضَهمُ النّاسُ و عادوهُم و اسْتَحَلّوا دِمآءَهُم وَ أموالَهُم لِمَحبَّتِهِم لَنا واعتِقادِهِم لِوَلايَتِنا ، فَإن أنتَ أسَأْتَ إلَيهم ظَلَمتَ نَفسَكَ وَأبْطَلت
حَقَّكَ . ( بحار ، ج 93 ، ص 224 ، ح 19 )
« اى زيد ! تقواى خدا را پيشه كن ؛ زيرا ما به اين مقام و درجه كه رسيدهايم ، به واسطهء تقوا و اطاعت أوامر إلهى رسيدهايم . پس هركس كه تقواى إلهى را پيشه ننمايد و خداوند را در نظر نگيرد ، از ما نيست و ما نيز از او نيستيم . اى زيد ! بر حذر باش از اينكه به شيعيان ما كه به واسطهء ايشان قوّت و قدرتيافتهاى اهانتنموده و ايشان را خوار نمائى ؛ كه اگر چنين كنى نور تو از بين خواهد رفت . اى زيد ! مردم ، به خاطر محبّت شيعيان به ما و اعتقادشان به ولايت ما ، نسبت به ايشان بغض و عداوت داشته و جان و مال ايشان را مباح مىشمارند ؛ پس اگر تو به ايشان بدىنمائى بر نفس خود ظلم نموده و حقّى را كه داشتهاى از بين بردهاى . »
در اين روايت ، حضرت امامرضا عليهالسّلام ظلم در حقّ شيعيان را موجب از بينرفتن نور برادر خود شمردهاند ؛ و ظلم و حقّالنّاس أثر بسيار شديدى در زوال اين نور دارد . ولى مرحوم آقا سيّدجلال أهل ظلم نبوده و بسيار با صفا و با صداقت بود ، لذا أثر نور سيادت در نفسش باقىمانده و موجب تقرّبش در عالم آخرت گرديده بود . رحمة الله و رضوانه عليه .