در أيّامى كه در بلدهء طيّبهء قم اقامت داشته ، به دروس طلبگى مشغول بوديم در يكى از أوقاتى كه حضرت علّامهء والد براى زيارت كريمهء أهلبيت حضرت معصومه سلاماللهعليها و نيز تفقّد از أحوال ما مشرّف شده بودند ، روزى در راه با مرحوم آقاى رازى صاحب كتاب گنجينهء دانشمندان برخورد كرديم . ايشان براى سلام و أحوالپرسى جلو آمدند و در ادامهء راه با ما همراه شدند . بنده به احترام ايشان - با اينكه حضرت علّامه مىفرمودند هميشه همراه و در كنار ايشان حركت كنيم - از پشت سر ايشان و آقاى رازى راه افتادم .
ايشان در بين راه براى علّامهء والد نقل كردند كه : قبل از اينكه حاكم جبّار و سفّاك ليبى معمّر قذّافى ، آقا سيّد موسى صدر را بربايد ، روزى با ايشان يكساعتونيم ملاقات داشتم و در صحبتهايى كه با هم داشتيم گفتند : شنيدم
هامش
- أمّا نسبت به آنچه در نهى از توقيت وارد شده است ، بايد دانست أوّلًا : توقيت به حسب لغت به اين معناست كه براى أمرى ، وقت محدود و أجل مضروب و معيّنى را قرار دهيم و اين با تعيين وقت خاصّ و جزئى لباس تحقّق بر تن مىكند ؛ مثل اينكه بگوئيم : امام عليهالسّلام ، دو سال ديگر ظهور مىكنند ، يا فلان روز از فلان سال پردهء غيبت كنار مىرود و البتّه روشن است كه كلام حضرت آقاى أنصارى رحمة الله عليه نسبت به زمان ظهور ابهام داشته و خالى از تعيين وقت است .
ثانياً : كَذَبَ الوَقّاتونَ ناظر به كسانى است كه مىخواهند از روى حدس و تخمين يا حساب ابجد و جمل اخبار بدهند . أمّا كسى كه بر اساس علم به تحقّق علائم قطعى مقارن ظهور كه خود أئمّه عليهم السّلام بيان فرمودهاند ، مثل وجود سفيانى ، از قرب ظهور خبر مىدهد ، داخل در اين روايات نيست و يكى از حكمتهاى إخبار أئمّه عليهم السّلام از اين علامات نيز آگاهى شيعه از قرب ظهور و آمادهشدن ايشان در آن دوران مىباشد .
از برخى روايات به دست مىآيد كه حكمت ابهام وقت ظهور ، تحصيل مصالح و حِكَم غيبت مانند تربيت شيعه و اميدوارى ايشان و استعداديافتن و سير در مراتب قرب و ممانعت از تفويت اين امور است .