انسان عادى ممكن نيست و تمييز آن محتاج استاد خبير و بصير است ، گرچه آن كشف محفوف به قرائن و نشانههايى باشد .
يكى از رفقاى سابق و مرتبط با مرحوم آية الله أنصارىهمدانى رحمة الله عليه بنام آقا سيّدجلال كه با جناب محترم حاج آقا إسمعيل مهدوىنيا نيز رفاقتى بسيار صميمى داشته و در صداقت و يكدلى همانند يك روح در دو بدن بودند ، سيّدى بود بسيار خوب و أهل صدق و صفا ، ولى معالأسف در دام و شبكهء أفرادى كه در راه حقّ نبودند گرفتار شد و با إلقاءات شيطانى آنها از صراط حقّ عدول كرده و منحرف شد و به ارتباط با جنّيان مبتلا گشت . و به قول علّامهء والد : « شياطين انسى او را با وسوسههاى خود ربودند ؛ و اگر شيطنت آنان نبود ، آقا سيّدجلال به مقامات عالى مىرسيد ! » و همين انحراف ايشان سبب شد كه از جناب حاج آقا إسمعيل مهدوىنيا نيز جدا شد ، و ايشان هر چه تلاش نمودند وى را نجات دهند موفّق نشدند .
حيف ! ايشان پس از خروج از راه صحيح و مستقيم ، به زعم و پندار باطل خود ، دائماً خود را در محضر امام زمان عليهالسّلام مىديد و چنين ادّعا ميكرد كه أفعال و كردار من همه به دستور حضرت است ! عاقبت كار اين سيّد - كه خدا رحمتش كند - به جائى رسيد كه در أواخر عمر ، نماز يوميّهاش ترك مىشد !
بارى ، كسى كه حقيقةً ، به محضر امامزمان عليهالسّلام مشرّفمىشود ، محبّت و رضاى آنحضرت مانع از ترك أولى مىشود تا چه رسد به اينكه واجبى از او ترك گردد و يا حرامى از او سر زند . و اين عاقبتِ آقا سيّدجلال ، چنان كه علّامهء والد فرمودند ، شاهد و دليل بر آنست كه آن امام زمان ، امام زمان حقيقى نبوده و كشف او كشف باطل و شيطانى بودهاست ؛ زيرا ممكن نيست كسى واقعاً امامزمان عليهالسّلام را دائم ببيند و بر اساس دستور آن حضرت عمل نمايد و نماز كه ركن و عمود خيمهء دين است از او ترك شود .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 505
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٥٠٥