به حقيقت ، آينه و مجلاى حقّ ، حقيقت انسانى است كه جامع جميع مراتب جسمانى و روحانى است ، و عالم بأسرها مرآت حقيقت انسان كامل است كه تفصيل آن اجمال است . » « 1 »
و در موضع ديگرى ، در بيان « سيمرغ » و « كوهقاف » و توضيح اين بيت از گلشن راز :
بگو سيمرغ و كوه قاف چه بود ؟ * بهشت و دوزخ و أعراف چه بود ؟
هامش
- ولى در برخى روايات اينطور آمده كه ضمير « صورَتِهِ » به « اللَه » بر نمىگردد ، بلكه به شخصى بر ميگردد كه ذكر او در أوّل حديث آمده بوده و برخى روات آن را حذف كردهاند . چنان كه در بحار از توحيدصدوق از حسينبنخالد روايتميكند كه از حضرت امام رضا عليهالسّلام از معناى اين حديث پرسيدم ، حضرت فرمودند :
قاتَلَهُمُ اللَهُ لَقَد حَذَفوا أوَّلَ الحديثِ . إنَّ رسولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ ءالِهِ و سَلَّمَ مَرَّ بِرَجُلَينِ يَتَسآبّانِ ، فَسَمِعَ أحَدَهُما يَقولُ لِصاحِبِه : قَبَّحَ اللهُ وَجهَكَ وَ وَجهَ مَن يُشبِهُكَ ! فَقالَ عَلَيهوَءَالِهِ الصَّلوةُوَالسَّلامُ : يا عَبدَاللَهِ ! لا تَقُل هَذا لِأخيكَ ، فَإنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ خَلَقَ ءَادَمَ عَلى صورَتِهِ .
( بحارالأنوار ، ج 4 ، ص 11 ، ح 1 از باب 2 ) « خداوند مشبّهه را بكشد ، همانا آغاز حديث را حذف نمودهاند . رسولخدا صلّى الله عليه و آله وسلّم روزى بر دو نفر مرور فرمودند كه به يكديگر ناسزا مىگفتند ، و شنيدند كه يكى به ديگرى ميگويد : خداوند روى تو را و روى هركس را كه شبيه تو است قبيح گرداند ! رسولخدا صلّى الله عليه و آله وسلّم فرمودند : اى بندهء خدا ! با برادرت چنين سخن مگو ، زيرا خداوند پيامبرش آدم را نيز بر صورت و سيماى اين مرد خلق فرمودهاست . »
و از برخى از روايات چنين بهدستمىآيد كه ضمير « صورَتِه » به خود « آدم » بازميگردد و أصل حديث اينطور بوده است :
خَلَقَ اللَهُ ءَادَمَ عَلَى صورَتِهِ الّتى صَوَّرَها فى اللَوْحِ المَحْفوظِ .
و سپس برخى ذيل حديث را حذف نمودهاند و معتقد به تجسيم شدهاند . ( بحارالأنوار ، ج 54 ، ص 103 )
( 1 ) . مفاتيحالإعجاز ، ص 97 .