در آغاز تحصيل علوم حوزوى ، عصرها در حياط منزل از خدمت مرحوم علّامهء والد درس مىگرفتم . يك روز فرمودند : علم ، قدرت و حيات پروردگار در تمام موجودات عالم سارى و جارى است ! نگاه كنيد اين درخت مو ، ساقهاش را مىكشاند به جائى كه بتواند تكيه كند ، اين درخت پيچ آنقدر ميگردد تا جايى را پيدا كرده و خود را نگهدارد . علم پروردگار در همين نبات كوچك نيز جارى است .
بارى ، نفس انسان به تمام معنى به خداوند متّصل است و بين نفس و ربّ حجابى نيست . و لذا سير أنفسى از آفاقى سريعتر و عالىتر است ، و معرفت نفس و شناخت آن بكمالها و تمامها مساوى با رفع حجاب است كه همان سفر از ضيق به اطلاق ، و اتّساعيافتن نفس است . نفس هرقدر ظرفش وسيعتر شود خدا را به همان مقدار بيشتر مىشناسد . على الدّوام صعود مىكند تا نور اسفهبدى تجلّى كند و ببيند كه حقيقت نفس وى شرق و غرب عالم را فراگرفتهاست و سپس بالاتر مىرود تا به فناء ذاتى برسد و معرفت نفس بتمامها براى او حاصل گردد و نفس او آينهء تمام نماى حضرت احديّت گردد كه نهايت درجهء ممكن از معرفت خداوند سبحانهوتعالى براى عبد است .
دَوآؤُكَ فيكَ وَ ما تَشعُرُ * وَ دآؤُكَ مِنك وَ ما تَنظُرُ
أَتَزْعَمُ أَنَّكَ جِرْمٌ صَغيرٌ * وَفيكَ انْطَوى الْعالَمُ الْأَكْبَرُ
وَ أَنْتَ الْكِتابُ الْمُبينُ الَّذى * بِأَحْرُفِهِ يَظْهَرُ الْمُضْمَرُ « 1 »
« دواى تو در توست و تو ادراك نمىكنى ، و درد و رنج تو از خود توست و تو نمىبينى .
آيا مىپندارى كه تو جرمى صغير مىباشى ، در حالى كه بزرگترين عالَم در درون تو منطوى است .
هامش
( 1 ) . ديوان الإمام علىّ عليهالسّلام ، ص 178 .