نماز دارد .
أمّا فكرى كه در روايات بر آن ترغيب أكيد شده و در مسير سلوك بدان سفارش مىشود ، اصل آن عبارت است از « توجّه و حركتدادن قلب به آيات آفاقيّه و أنفسيّه و تأمّل و مداقّه در صنع و سير آنها » « 1 »
و رابطهء متقابلى با نفى خواطر دارد و هر كدام ممدّ ديگرى است .
و داراى أقسام مختلفى مىباشد : گاه تفكّر در آيات آفاقيّه و تأمّل در ربط موجودات با خداوندمتعال و سريان علم و قدرت حضرت حقّ در آنهاست ، و گاه تأمّل و تفكّر در نفس خود انسان است منحصراً ، و گاه تفكّر در عدم است ، و گاه تفكّر در سريان توحيد در عالم و فقر محضبودن نفس و ارتباط آن با خالق ، و گاهى تفكّر در إحاطهء حقيقت ولايت بر همهء موجودات و اتّصال موجودات با خداوند متعال از آن طريق ، و گاه تفكّر در مرگ و انتقال نفس به نشئهء آخرت ، و غير ذلك كه هر كدام از آنها مربوط به مرحلهاى است و به حسب درجات سالك و گاه به حسب شرائط ، وى را به آن ملتفت مىنمودند .
تفكّر در مرگ بيشتر براى مبتديان است ، و تفكّر در نفس و توجّه به نفس را به سالكان راهرفته كه از قدمهاى ابتدائى گذشته و محبّت خداوند در دلشان تا حدودى راسخشده و زمينه براى توجّه به نفس و جمعكردن خود در ايشان فراهم شده بود دستورمىدادند ، و تفكّر در عدم را به اوحدىّ از افراد مىفرمودند . « 2 »
هامش
( 1 ) . لبّاللباب ، ص 95 .
( 2 ) . در نامهء مرحوم آية الحقّ و العرفان حاج ميرزا جواد آقا ملكىتبريزى به مرحوم آية الله حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى در شرح طريقهء مرحوم آيةالحقّ حاجّ ملّا حسينقلى همدانى رضوانالله عليهم آمده است :
« و أمّا فكر ، براى مبتدى مىفرمودند : در مرگ فكر بكن تا آنوقتى كه از حالش -