نفى خواطر و فكر و توجّه به نفس
بر همين أساس است كه أولياى إلهى بر نفى خواطر تأكيد بسيار زيادى دارند و بدون آن عمل را ناقص و فاقد أثر مطلوب مىدانند .
در طريقهء علّامهء والد كه همان طريقهء مرحوم آيةالحق حاجملّاحسينقلى همدانى و متّخذ از آيات و روايات مىباشد ، سه وسيلهء أصلى نفى خواطر ، أوّل مراقبه و مجاهده و دوّم توجّه به نفس و سوّم ذكر بود كه اگر سالك مراقبهاش تامّ باشد و در مقابل نفس و هواى آن مجاهده نمايد ، آرامآرام نفى خواطر حاصلميگردد ، و اگر گاهى خاطرهاى نيز هجوم آورد با حربهء ذكر آن را دفع مىنمايد .
تصرّف نفس استاد نيز در نفى خواطر و حفظ قلب سالك از توارد أفكار و توجّه به غير خداوند متعال تأثير فراوانى دارد ، گرچه اين امر در همهء حالات مُمدّ سالك نيست و به شرائطى خاص محدود است ؛ چنان كه در روحمجرّد در شرح كيفيّت إقامهء صلوات در محضر مرحوم حدّاد مىفرمايند :
« نمازهاى صبح و ظهر و عصر را بنده به ايشان اقتدا مىكردم ، چون كسى در منزل نبود جز يك نفر از رفقاى صميمى ؛ أمّا نماز مغرب و عشاء را ايشان به حقير إقتداء مىنمودند و غالباً هم در روى بام انجاممىگرفت . و دستور داده بودند كه حقير در نمازها سورههاى بلند را بخوانم ، مانند يس و واقعه و
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 475
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٤٧٥