والد و اساتيدشان بر اين بودهاست كه جايگاه ذكر پس از نفى خواطر نيست ، بلكه ذكر مراتبى دارد و برخى از مراتب آن مقدّم بر نفى خواطر و وسيلهء تحصيل آن مىباشد ، گرچه حقيقت آن پس از نفى خواطر محقّق گردد . و طريقهء منسوب به مرحوم سيّدبحرالعلوم را در نفى خواطر مردود مىشمردند چنانچه علّامهء والد به تفصيل در شرح رسالهء سير و سلوك منسوب به بحر العلوم و در رسالهء لبّاللباب به اين امر پرداختهاند . « 1 »
أمّا توقّف حقيقت ذكر بر نفى خواطر أمرىاست روشن و آشكار كه مستغنى از شرح و توضيح است . أميرالمؤمنين عليهالسّلام مىفرمايند :
لا تَذْكُرِ اللَهَ سُبْحَانَهُ ساهيًا ، و لا تَنْسَهُ لاهيًا و اذْكُرْهُ ذِكرًا كامِلًا يُوافِقُ فيهِ قَلْبُكَ لِسانَكَ ، وَ يُطابِقُ إضْمارُكَ إعْلانَكَ . وَ لَنْتَذْكُرَهُ حَقيقَةَ الذِّكْرِ حَتَّى تَنْسَى نَفْسَكَ فى ذِكْرِكَ وَ تَفْقِدَها فى أَمْرِكَ . « 2 »
« خداوند سبحان را از روى غفلت ياد مكن ، و با إعراض از حضرت پروردگار او را فراموش مكن ، بلكه خدا را با ذكر كامل ياد نما آنگونه كه در ذكر ، قلب تو با زبانت موافق و همراه ، و باطن تو با ظاهرت مطابق و هماهنگ باشد . و البتّه خدا را به حقيقت ذكر ، ياد نخواهى كرد تا آنكه خود را هنگام ذكر فراموشنموده و گمكنى ! »
با توجّه به اين دسته از أخبار روشن مىشود كه : آن ذكرى قلب و دل را به مرتبهء حيات طيّبه و معنوى رسانده و پردهء أوهام و شكوك كه مانع از إدراك حقائق است را كنار مىزند و عقل و طائر فكر را به پرواز در عالم قدس در
هامش
( 1 ) . رسالهء سير و سلوك منسوب به بحر العلوم ، ص 173 ، تعليقهء شمارهء 141 ؛ و رسالهء لبّاللباب ، ص 141 .
( 2 ) . غررالحكم ، ص 188 ، ح 3628 .