هم گلستان خيالم ز تو پر نقش و نگار * هم مشام دلم از زلف سمنساى تو خوش « 1 »
رابطهء ذكر با نفى خواطر و فكر
از أهمّ امورى كه تجلّى سلطان معرفت براى سالك إلىالله برآن متوقّف است يكى نفى خواطر و تحصيل آرامش و ديگرى فكر مىباشد . و اين دو امر با ذكر رابطهاى متقابل دارند ، يعنى از سوئى ذكر موجب نفى خواطر و تحصيل آرامش است و همچنين موجب شعلهورشدن و نورانيّت فكر مىباشد ، و از سوى ديگر حقيقت ذكر متوقّف بر نفى خواطر و آرامش است و نفى خواطر متوقّف بر فكر و توجّه به نفس مىباشد . بر همين أساس ، ذكر از امورى است كه از آغاز سلوك لازم بوده و تا پايان نيز سالك از آن مستغنى نخواهد شد ، البتّه كيفيّت آن در هر مرتبه متفاوت خواهد بود .
آيات قرآن كريم و روايات مباركات و كلمات اعلام و بزرگان اهلعرفان در بيان كيفيّت رابطهء ذكر با نفى خواطر و فكر با هم تطابق دارد .
أمّا در بيان تأثير ذكر در نفى خواطر و فكر ، در سورهء مباركهء أعراف ميفرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ .
« 2 » « كسانىكه تقوا پيشه نمودهاند ، هنگامى كه شيطان پيرامون قلب و دل آنان به گردش درآيد و خاطرهاى در دل ايشان بيفكند ، ذكر و ياد خد را به خاطر آورده و با آن ، شيطان را دفع مىكنند ؛ و در اين حال ، ايشان بينا و صاحب بصيرت مىگردند و حجاب غفلت از ديدگانشان برداشته مىشود . »
هامش
( 1 ) . ديوانحافظ ، ص 132 ، غزل 299 .
( 2 ) . آيه 201 ، از سورهء 7 : الأعراف .