بودهاند كسانىكه در أثر عدماطّلاع و خبرهنبودن در طريق ، بيش از ظرفيّت سالك ، ذكرى را بر او تحميل كرده و سالك را در اوان سلوكش مثلًا به گفتن هزارمرتبه ذكر لا إله إلّااللَه توصيه كردهاند و آن سالك بيچاره يا تحمّل نكرده و نفس او عقب زده و شوق و اشتياق به حركت را از دست داده و يا سر از جنون درآورده است .
حضرت علّامهء والد قدّسسرّه مىفرمودند : مرحوم آية الله آقاسيّد جمالالدّين گلپايگانى ذكر يونسيّه را روزى تا سه هزار مرتبه مىگفتند ، و در هر شبانه روز حدّأقلّ چهارصد تا هزار مرتبه را ضرورى مىدانستند . و البتّه اين براى آن دسته از سالكينى بود كه دچار ملال و خستگى نشده و أذكار را با شوق و رغبت گفته و ظرفيّت و قابليّت آن را داشتهاند . چون عبادت در حال خستگى چهبسا مضرّ بوده و در أثر خستگى و ملالتى كه به وجود مىآيد ، نفس عقب زده و اشتياق انسان به عبادت و سائر تكاليف كم ميگردد .
خود ايشان نيز براى شاگردانشان تمام اين جهات را رعايت مىنمودند ، بهطورىكه گاهى به بعضى از شاگردان از مخدّرات ، در عين اينكه سنّ آنها نيز كم نبود ، ذكر تهليل را پنجاه مرتبه دستور مىدادند .
أذكارى را كه دستور مىدادند ، گاه به صورت أربعين و گاه به صورت مطلق بود و نسبت به اتّصال أربعينات مُصرّ بودند .
يكى از تلامذهء سلوكى خدمت ايشان رسيد و عرض كرد : دو يا سهماه است كه أربعينم تمام شده و چون به شما دسترسى نداشتهام ذكر نگفتهام .
ايشان فرمودند : نهايت فاصله بين أربعين تا أربعين ديگر ، يك روز است و نبايد بيشتر از اين فاصله بيفتد ؛ و اگر دسترسى نداشتيد ، علىالدّوام ، لا إلَه إلّااللَه بگوئيد .
و نيز در دستورات عمومى به ذكر خواب نيز عنايت زيادى داشتند و
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 467
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٤٦٧