كشور خدمت ميكرد . آن طبيب مىگفت : تعداد مجروحين گاه آنقدر زياد است كه تا نيمههاى شب در اطاق عمل ، پىدرپى مشغول درمان و معالجه بوده و در آن زمان نه خواب و خوراك مىفهمم ، نه نماز و ذكر . به بنده گفت : شما خدمت حضرت علّامه عرض كنيد اگر اجازه مىدهند مدّتى ذكر را ترك كرده و يا كمتر بگويم . علّامهء والد فرمودند : به ايشان بگوئيد : هر چقدر كاسه بياورى همانقدر آش مىبرى ! بنده پيغام را رساندم و ايشان نيز غرض آقا را متوجّه شد و فوراً گفت : چشم ، چشم !
سيرهء تربيتى حضرت آقاى حدّاد نيز بر همين منوال بود . در سفر آخرى كه خدمت ايشان مشرّف شدم عرض كردم : حال بنده طورى است كه قادر بر ذكر لفظى نيستم . فرمودند : نمىشود ! به هر حال ، ذكر بايد گفته شود ؛ ذكر غذاى نفس است .
أمّا أذكارى كه حضرت علّامهء والد به سالكانى كه در حجر تربيت ايشان قرار گرفته و در حوزهء عرفانى ايشان مدارج كمال را طىّ مىنمودند ، تعليم مىدادند ، همان أذكار و أوراد وارده در قرآنكريم و روايات أهلبيت عليهم السّلام بود . و عموماً بعد از دستور توبه « 1 » ، سفارش به ذكر تهليل : لا إلَهَ إلّااللَه
هامش
( 1 ) . مراد از دستور توبه ، دستورىاست كه مرحوم سيّد در إقبال و محدّث قمّى در مفاتيحالجنان در أعمال يكشنبهء أوّل ماه ذىالقعده از رسول خداصلّى الله عليه و آله وسلّم روايت نمودهاند و طبق نقل مرحوم سيّد اين دستور اختصاص به ماه ذىالقعده ندارد .
محدّث قمّى در بيان كيفيّت آن ميگويد : « غسل كند و وضو بگيرد و چهار ركعت نماز گزارد و در هر ركعت حمد يكمرتبه و قُلْ هُوَ اللَهُ أَحَدٌ سهمرتبه و معوَّذتَين يكمرتبه ، پس استغفار كند هفتادمرتبه ، و ختم كند استغفار را به لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إلّاباللَهِ العلىِّ العَظيم . پس بگويد : يا عزيزُ يا غفّارُ اغفِرلى ذُنوبى و ذُنوبَ جَميعِ المؤمنين و المؤمناتِ فإنّه لا يَغفِرُ الذُّنوبَ إلّاأنْتَ . » ( الإقبال ، ج 2 ، ص 20 ؛ و مفاتيحالجنان ، ص 247 )