مقام و درجهء اسم أعظم نائل گرديده است ؛ ولى آيا هر كسى ميتواند به اين أذكار بپردازد ؟ و آيا به صرف گفتن اين ذكر شريف ، شخص واجد آثار آن مىشود ؟
علّامهء والد قدّس الله نفسه در يكى از جُنگهاى خطّى خود از علّامهء طباطبائى قدّسسرّه نقل مىكنند : « ذكر يا هو خيلى ذكر حادّى است ، و لذا مشايخ و أساتيد أخلاق اين ذكر را بسيار با احتياط و در موارد بسيار نادرى مىدهند و با تعداد كم ؛ مثلًا ذكر جلاله يا توحيد يا لا هو إلّاهو را سه هزار مرتبه يا پنج هزار مرتبه مىدهند ولى ذكر يا هو را پانصد مرتبه يا هفتصد مرتبه مىدهند . »
بنابراين به مجرّد ترغيب و تحريصى كه در شرع و كلمات أولياى إلهى در پرداختن به ذكر آمده ، سالك نمىتواند سر خود ، دست به ذكر زند ؛ چهبسا برخى از أذكار با حال او متناسب نبوده و برايش مضرّ باشد ، و چهبسا در بعضى از أحوال و منازل سلوك ، صمت و سكوت أولى و أفضل از ذكر لسانى باشد .
علّامهءوالد رضوان الله تعالى عليه به يكى از شاگردان خود دستور صمت داده بودند . آن تلميذ خدمت ايشان عرض كرد : من چه ذكرى بگويم ؟ فرمودند : ذكر شما اين استكه سكوت كرده و حرف نزنيد .
نظر شريفشان بر اين بود كه خواندن ادعيه وارده كم و بيش بلامانع است ، ولى مداومت بر برخى از ادعيه را محتاج إذن مىدانستند ، و انجام برخى از صلوات مستحبّه و أعمال أيّام را نيز خصوصاً اگر با مداومت بوده و يا عمل سنگينى باشد ، به نحو عموم ترخيص نمىنمودند .
أمّا اگر سالكى را تعليم ذكر مىنمودند ، بر استمرار و مداومت آن اصرار داشته و ترك آن را در هيچحالى جايز و روا نمىدانستند ؛ و اشتغال به مشاغل و شواغل علمى و اجتماعى و غيرهما را مصحّح براى ترك ذكر نمىديدند .
يكى از شاگردان ايشان طبيب جرّاح بود و در زمان جنگ تحميلى در مرز
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 461
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٤٦١