فَقالَ : يا رَسولَاللَهِ ! فَكَيْفَ الطَّريقُ إلى قُرْبِ الْحَقِّ ؟ قالَ : التَّباعُدُ مِنَ النَّفْسِ .
فَقالَ : يا رَسولَاللَهِ ! فَكَيْفَ الطَّريقُ إلى أُنْسِ الْحَقِّ ؟ قالَ : الْوَحْشَةُ مِنَالنَّفْسِ .
فَقالَ : يا رَسولَاللَهِ ! فَكَيْفَ الطَّريقُ إلى ذَلِكَ ؟ قالَ : الِاسْتِعانَةُ بِالْحَقِّ عَلَى النَّفْسِ . « 1 »
« عرض كرد : اى رسولخدا ! راه معرفت و شناخت حقّ چگونهاست ؟
حضرت فرمودند : معرفت نفس .
عرض كرد : اى رسولخدا ! راه موافقت با حقّ چگونهاست ؟
حضرت فرمودند : مخالفت نفس .
عرض كرد : اى رسولخدا ! راه رضايت و خشنودى حقّ چگونهاست ؟
حضرت فرمودند : خشم و نارضايتى نفس .
عرض كرد : اى رسولخدا ! راه اتّصال به حقّ چگونهاست ؟
حضرت فرمودند : جدا شدن از نفس .
عرض كرد : اى رسولخدا ! راه اطاعت حقّ چگونهاست ؟
حضرت فرمودند : عصيان نفس .
عرض كرد : اى رسولخدا ! راه يادكردن حقّ چگونهاست ؟
حضرت فرمودند : فراموشى نفس .
عرض كرد : اى رسولخدا ! راه نزديكى به حقّ چگونهاست ؟
حضرت فرمودند : دورى از نفس .
عرض كرد : اى رسولخدا ! راه انس و دوستى با حقّ چگونهاست ؟
حضرت فرمودند : بيگانگى با نفس .
عرض كرد : اى رسولخدا ! راه رسيدن به اين امور چگونهاست ؟
حضرت فرمودند : يارى جستن از حقّ براى غلبهء بر نفس . »
هامش
( 1 ) . المحجةالبيضآء ، ج 8 ، ص 7 : « محبّت خداوند آتشىاست كه بر چيزى عبور نمىكند مگر آنكه آن را مىسوزاند و از بين مىبرد . »