بارى ، طىّ اين راه پر فراز و نشيب و هائل كه در هر زاويهاى از آن ، شياطين و قطّاع الطّريق ، براى به دامانداختن سالك و منع او از ادامهء راه ، كمينزدهاند ، جز با هَيمان و عشق به حضرت پروردگار ميسور نيست .
حضرت علّامهء والد رحمة الله عليه مىفرمودند : لقاء خدا فقط با طلوع نور عشق خدا ممكناست . همهء دستورات شرع مقدّس مقدّمهء ظهور اين كيمياى تكامل است .
مكرّر مىفرمودند : علماى علم أخلاق رضوانالله عليهم ، همچون مرحوم فيض در المحجّةالبيضاء و مرحوم نراقى در جامعالسّعادات ، به تفصيل صفات مذمومه و رذائل اخلاقى را تعريف و تبيين كرده و دربارهء علائم آنها و راه علاج هر يك مانند عجب ، حسد و كذب ، بحث كرده و سخن گفتهاند .
اين طريق ، پسنديده و مقبول است ولى كافى نيست و رسيدن سالك به سرمنزل مقصود را ضمانت نمىكند . اگر كسى بخواهد معصيت نكرده و ريشهء صفات ذميمه را در خود خشك كند و به حقيقت عبوديّت و بندگى و لقاء خدا مشرّف شود ، تنها راه آن عشق و شوق به خداونداست . چون با اين روشى كه علماى أخلاق در كتب خود فرمودهاند ، سير سالك بسيار طولانى شده و يك عمر براى او كافى نيست بلكه عمر نوح مىطلبد ؛ چرا كه براى رفع و دفع هر يك از خصلتهاى قبيح عمرى لازم است ، و آخرالأمر معلوم نيست آيا ريشه و بنياد آن رذيله خشك و نابوده شده است يا نه ، بلكه بقاياى آن هنوز در زواياى نفس پنهان بوده و مترصّد فرصتى است تا در بزنگاه دوباره طلوع كرده و سالك را به زمين زند . زيرا طبيعت نفس اينطوراست كه اگر از يكطرف آن را سركوب كنى ، از سوى ديگر سر در مىآورد . اگر عشق خدا طلوع نكند ، سالك به مقصد نمىرسد و بايد زحمتى بسيار متحمّل شود تا معاصى و أوصاف مذمومه را از خود دور كند .
راه صحيح ، راه ميانبر است . بايد طريقى را انتخاب كرد كه با عمر ما
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 449
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٤٤٩