تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
از همهء شوائب شرك دست نيافته است تا اينكه رفته‌رفته حال فنائى او قوىتر ميگردد و به شرف فناء تامّ مشرف شده و در أعماق بحر توحيد وارد گشته و دعاى : رَبِّ أَدخِلنى فى لُجَّةِ بَحرِ أَحَدِيَّتِكَ وَ طَمطَامِ يَمِّ وَحدانِيَّتِكَ « 1 » در حقّ او مستجاب مىشود كه پس از رجوع از اين حال به خلوص محض دست يافته و از مُخلَصين ميگردد . بايد توجّه نمود كه فناء ذاتى كه فناء ذات سالك است ، از حيثى همواره تامّ مىباشد ؛ چون ذات أمرى بسيط است كه قابل تبعّض نمىباشد و غالباً اين حال با بقاء پايان مىپذيرد و موقّت و محدود خواهد بود ، ولى به اعتبار اثرى كه از آن باقى مىماند به فناء ذاتى تامّ و ناقص و موقّت و ثابت قابل تقسيم خواهد بود . حقيقت فنا در كتاب و سنّت بارى ، حقيقت عالى فناء از غرر معارف كتاب و سنّت است كه با بيانات مختلف انسان را به سوى آن دعوت مىنمايند تا انسان مسيرى را كه به اضطرار بناست در عالم قيامت طى نمايد با اختيار در همين نشأه طى كند و به مقام لقاءالله و نيستى محض برسد و سپس با إحياء إلهى حياتش حيات طيّبهء باقيه گردد . در برخى روايات مروى در معراج حضرت نبىّاكرم صلوات الله عليه و آله همين حالت چنين وصف گرديده‌است : وَقَفَ بِى جَبرَئيلُ عليه‌السّلام عِندَ شَجَرَةٍ عَظيمَةٍ لَمْ أَرَ مِثلَهَا ، عَلَى كُلِّ غُصنٍ مِنها وَ عَلَى كُلِّ وَرَقَةٍ مِنها مَلَكٌ وَ عَلَى كُلِّ ثَمَرَةٍ مِنها مَلَكٌ وَ قَدْ كَلَّلَها نورٌ مِن نورِ اللَهِ جَل‌َّوَعَزَّ . فَقالَ جَبرَئيلُ : هَذِهِ سِدرَةُ المُنتَهَى كانَ يَنتَهى الأَنبيآءُ مِن قَبلِكَ إلَيها ، ثُمّ لا يُجاوِزُونَها وَ أَنتَ تَجُوزُها إن شآءَ اللَهُ لِيُريَكَ مِن ءَاياتِهِ
هامش
( 1 ) . مفاتيح‌الجنان ، ص 107 ( به نقل از صحيفهء ثانيه علويّه ) : « پروردگارا ! مرا در ميان امواج متلاطم و خروشان بحر أحديّت خود و در وسطدرياى وحدانيّتت فرو بر . »