لقاء و قرب خواهند رسيد ولى از جهت تمتّع از أسماء جماليّه فقط مؤمن است كه به مقام قرب نائل شده و كافر به قهر و طرد و دورباش الهى مبتلاست و هرگز به جوار رحمت حضرت حقّ نخواهد رسيد ؛
أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ .
« 1 »
پس تمام تلاش سالك براى رسيدن به اين مقام قرب و توفيق نظر به جمال إلهى است .
سوّم : رسيدن به مقام فناء تامّ ذاتى پس از عبور از فناء در أفعال و صفات و أسماء و سپس فناءات موقّته در ذات ممكن خواهد شد .
عالم فناء ذاتى همچون دريايى است كه ساحل آن عالم أسماء و صفات است و پس از عبور از آن ساحل ، سالك توفيق ورود به اين دريا را مىيابد ، ولى در مراحل اوّليه فقط قدم در آب لب ساحل مىگذارد و از غرقشدن در اين بحر نصيبى ندارد .
در مراحل اوّليّهء فناء ذاتى گرچه سالك در تحت تجليّات ذاتيّه نيست شده و از بين مىرود ، ولى پس از برگشت و رجوع ، به طهارت مطلقه و خلوص
هامش
- لايهاى از طينت علّيّين روى نفس وى را گرفته و حسن ظاهرى يافته باشد ، ولى وقتى به سوى آخرت رهسپار مىشود در هر مرحله خالصتر و خالصتر ميگردد و آنچه در صقع نفس است ظهور و بروز پيدا مىكند و در نهايت فقط طينت سجّين به صورت خالص باقى مىماند .
از اين روى ملّاى رومى فرموده :هر كه بيدار است او در خوابتر * هست بيداريش از خوابش بترزيرا عالم يقظه و بيدارى عالم ظهور و بروز است كه آنچه در مكمن نفس است آشكار مىشود ، ولى در هنگام خواب نفس آرام مىگيرد و ظهورات آن كمتر شده و ضررش تقليل مىيابد . عالم آخرت نيز از اين جهت نسبت به دنيا همچون بيدارى است نسبت به خواب .
( 1 ) . آيه 44 ، از سورهء 41 : فصّلت : « به ايشان از مسيرى دور نداء داده شده و با ايشان گفتگو مىشود . »