بياور و آن قدر سير كن تا دوباره به عالم فناء برسى . منتها فناء اول عن جهلٍ و بالقوّه بود و فناء دوّم عن علمٍ مىباشد . و پس از آن سالك به مقام فعليّت محضه و اصل ميگردد و تمام مجاهدتها براى رسيدن به آن علم و فعليّت است .
دوّم : به مقتضاى كريمهء شريفهء :
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ
« 1 »
« اى انسان ، تو با سختى به سوى پروردگارت در حركت هستى و به لقاء او خواهى رسيد . » همهء انسانها - برّ و فاجر - به درجهء لقاءالله و فنا خواهند رسيد ؛ أعمّ از اينكه اين مسير را با اختيار طى كنند يا اينكه با سكرات مرگ و واردات برزخ و نفخ صور به اضطرار ايشان را ببرند ، و أعمّ از اينكه به فناء ذاتى نائل شوند يا اينكه سير ايشان با فناء در اسماء و صفات پايان پذيرد . اقتضاى فطرت نيز همين است كه همه به لقاءالله برسند زيرا فطرت همه بر اساس توحيد است و طالب رسيدن به توحيد مىباشد . حال اگر كسى در حال حيات اين مسير را طى نمايد فطوبى له ، و گرنه پس از مرگ او را خواهند برد و حركت جوهرى انسان در عالم بعدى در اين سير طولى إدامه خواهد يافت تا بدين مقصد برسد .
و آنچه گفته مىشود كه در عالم برزخ حركت و تكامل نيست و عمل انسان منقطع ميگردد ، راجع به اين سير طولى نيست ، بلكه ناظر به بهرهء انسان از أسماء جماليّه حضرت حقّ و نور و سعهيافتن نفس وى است كه كيفيّت لقاء حضرت پروردگار در قيامت تابع آن مىباشد . كسانى كه در دنيا اين مسير را طى مىكنند با لطف و جمال إلهى مواجه مىگردند و ديگران به مقدارى كه تقصير داشتهاند در تحت اسماء جلاليّه قرار مىگيرند و در طى اين مسير به عقوبات و مشاكل دچار مىشوند .
مؤمنين در طول سير خود هم از أسماء جلاليّهء پروردگار بهره دارند و هم
هامش
( 1 ) . آيه 6 از سورهء 84 : الانشقاق .