تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
محكم تنزّل فرموده‌اند ؛ در حالى كه چنين نيست . خلاصهء فرمايش ايشان در آن تعليقه چنين است : « آنچه به نظر اين ناچيز در هنگام تحرير اين مصاحبات رسيد اينست كه بگوئيم : فناى افراد انسان در ذات أقدس حضرت حقّ به دو گونه صورت مىگيرد : اوّل آنكه : زندگانى طبيعى و حيات مادّى آنها باقى بوده و در اين حال موفّق به مقام فنا مىشوند ، و اين فنا قبل از موت پيدا مىشود . و در اين صورت افراد مؤمن و مخلِص كه راهى را بسوى خدا پيموده‌اند با وجود حيات دنيوى فانى مىشوند و بنابراين مقام فنا براى آنان مانند حالات مختلفى است كه پيدا مىشود . مىتوانيم بگوئيم كه : زيد در حال فناست ؛ همينطور كه مىگوئيم : زيد در حال فنا نيست . و در اين صورت حال فنا و عدم فنا دو حال مختلفى است كه براى زيد پيدا مىشود . و البتّه چون مىگوئيم : براى زيد پيدا مىشود معلوم است كه براى زيد و تعيّن او ، يعنى زيد متعيّن و موجود پيدا مىشود ؛ و البتّه در اين صورت عين ثابت باقى است . و اين حال فنا همانست كه در روايت قرب فرائض و نوافل به آن اشاره شده است و در آن‌صورت حقّ با چشم مؤمن مىبيند و با گوش او مىشنود و با زبان او به سخن در مىآيد و با دست او أخذ مىكند . و در اين قسم از فنا مسلّماً تعيّن زيد از نقطهء نظر اصل خلقت باقيست ، زيرا حقّ از چشم همين زيد مىبيند و از گوش همين مىشنود . پس فنا حالتى است براى او ، و معلوم است كه صاحب اين حال زيد است كه در حال فنا وجود خود را رها كرده است ولى اصل زيديّت او بجاى خود باقى است . و ظاهراً راجع به همين فنا باشد آنچه را كه محيىالدّين دربارهء اشخاص فانى ، قائل به بقاء عين ثابت شده است .