تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
أولياء انسان را به نيستى دعوت كنند كه اين غيرقابل‌قبول است و هيچ كس نيز اين دعوت را نخواهد پذيرفت و غريزهء انسان اجازه نمىدهد كه انسان خود را نيست نمايد . در اين مقام مناسب است اشاره‌اى به پاسخ اين سه اشكال گردد . امّا اشكال أوّل ، مبناى اين اشكال آنست كه گويا مرحوم علّامهء طباطبائى قدّس‌سرّه به صورت ارتكازى فناء را مقامى و كمالى براى سالك فرض فرموده‌اند كه بين او و اين درجه و مقام نسبت و ربطى برقرار است و چون هر كمال نسبى ، محتاج طرف نسبت است پس بايد چنان كه در لفظ ضميرى وجود دارد ، در خارج نيز عين ثابتى باشد تا مقام فناء براى او ثابت گردد و اين درجه به او منتسب گردد و گرنه ثبوت اين درجه براى سالك مفروض دون غيره ترجّح بلا مرجّح است . لبّ جواب از اين اشكال آنست كه فناء - همانطور كه علّامهء والد نيز در كتاب شريف امام‌شناسى مرقوم فرموده‌اند - « 1 » مقامى از مقامات سالك نيست ،
هامش
( 1 ) . در جلد پنجم از امام‌شناسى ، ص 64 مىفرمايند : « پس از فناء در اوصاف ، مرحلهء سوّم از فناء پيش مىآيد و آن فناء در ذات است ؛ يعنى ذات ولىّ خدا در ذات‌خداوند مندكّ و فانى مىشود و وجودش مضمحلّ ميگردد ، و از او اثرى نمىماند . در اينجا هر اسم و رسمى محو و نابود مىشود و حضرت حقّ قائم مقام او ميگردد . اين مقام ، مقامى است بزرگتر و برتر از آنكه لفظى بتواند آن را حكايت كند و يا اشاره‌اى بدان راه يابد . و أصولًا اطلاق مقام بر آن مجاز است و اين از مواهب حضرت سبحان است به رسول أكرمش : محمّد بن عبد الله صلّى الله عليه و آله وسلّم و پس از آن حضرت براى اولاد طاهرين آن حضرت نيز مفتوح گرديده است و نيز براى أولياى خدا از امّت آن حضرت مفتوح است ، به مقتضى و مدلول روايات بسيارى كه دلالت دارند بر آنكه خداوند سبحانه و تعالى شيعيان آنها را در درجات اخروى به آن سروران ملحق مىنمايد . »
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 402 | السيد محمد صادق الطهراني