تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
اين سير به مقتضاى :
إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ
« 1 » در همهء موجودات عِلوى و سِفلى تحقّق دارد و نفس انسان را نيز در بر مىگيرد ، با اين تفاوت كه انسان ميتواند اين مسير را با قدم اختيار طى كند و با مجاهده در همين نشأه به لقاء إلهى مشرّف گردد و ميتواند در اثر تكاهل و تقصير از اين سير باز ماند تا در نشئهء آخرت او را به اضطرار و جبر برده و در سايهء نفخ فَزَع و صَعق به اين درجهء نهايى و اصل گردد . سالكى كه قدم در مسير عبوديّت مىگذارد درصورتىكه ارادهء إلهى به رساندن او به كمال تعلّق گرفته باشد ، در هر مرحله‌اى از مراحل سير از ضيق به إطلاق مىرسد و رفته‌رفته سعه مىيابد تا جائى كه در نهايت با تجلّى ذاتى خداوند عزّوجل راهى ديار فناء و نيستى ميگردد و ظهور و تعيّنى كه بود منعدم شده و ديگر از او هيچ اسم و رسمى باقى نمىماند . در مرحلهء فناء ، ديگر كسى نيست كه داراى وصف و اسمى باشد و تعيّنى باقى نمىماند تا إدراك و علم و معرفتى داشته باشد ، آنكه بود بساط خود را از دار تعيّن خارج كرد و به أمد و غايت خود رسيد و فقط خداوند باقىماند و بس كه او نيز از آغاز بود و هست و خواهد بود ؛ كانَ اللَهُ وَ لَم يَكُن مَعَهُ شَىءٌ وَ الأَنَ كَما كانَ . « 2 »
هامش
( 1 ) . آيه 123 ، از سورهء 11 : هود . ( 2 ) . دربارهء سند اين حديث علّامهء والد رضوان الله عليه در روح‌مجرّد ص 192 و 193 بحث فرموده‌اند . و نيز نظير اين روايت را در توحيد صدوق ، ص 140 و 141 از حضرت أبىجعفر امام باقر عليه‌السّلام روايت مىكند كه فرمودند : إنّ اللَه تَباركَ و تعالَى كانَ و لا شىءَ غيرُه ، نورًا لاظَلامَ فيه و صادقًا لا كِذبَ فيه و عالمًا لا جهلَ فيه و حيًّا لا موتَ فيه ، و كذلك هو اليومَ ، و كذلك لا يَزالُ أبدًا . همچنين حضرت امام رضا عليه‌السّلام در مناظرهء با عمران صابى در جواب سؤال -
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 389 | السيد محمد صادق الطهراني