فَاسْتَيْقَظْتَ وَ لَيْسَ مَعَكَ مِنْهُ شَىْءٌ . إنّى إنَّما ضَرَبْتُ لَكَ هَذا مَثَلًا لِأَنَّها عِنْدَ أَهْلِ اللُبِّ وَالْعِلْمِ بِاللَهِ كَفَىْءِ الظِّلالِ .
« اى جابر ! بدان كه همانا أهل تقوى كمهزينهترين أهل دنيا مىباشند ، و يارى و معاونت آنان براى تو از همه بيشتر است . هنگام ذكر و ياد خدا تو را مدد مىكنند ، و آن زمان كه به نسيان مبتلا شوى تو را آگاه مىسازند . به فرمان خدا و حقّ زبان مىگشايند ، و بر أمر خدا قيام مىكنند .
با محبّت حضرت پروردگار ، رشتهء هر محبّت و تعلّق ديگرى را بريدند ، و براى طاعت مالك و صاحباختيار خود ، با دنيا انس نگرفته و از آن خلوت گزيدند . با چشم دل به خدا و محبّت او نگريستند و به يقين دانستند كه حقّاً تنها حضرت حقّ با آن جلالت شأن سزاواراست كه منظور و مطلوب انسان باشد .
پس اى جابر ! دنيا را منزلى قرار ده كه در مسير سفر براى مدّت كوتاهى در آن اقامت نموده و زود از آن كوچ كردى ، يا همانند مالى كه آن را در خواب يافتى و چون بيدار شدى چيزى از آن مال با تو نبوده و أثرى از آن نيافتى !
من اينها را براى تقريب معنى برايت مثال زدم ، زيرا دنيا نزد أهل خرد و علم بالله مانند سايهء أبرها مىباشد . »
يا جابِرُ ! فَاحْفَظْ ما اسْتَرْعاكَ جَلَّوَعَزَّ مِن دِينِهِ وَ حِكْمَتِهِ ، وَ لا تَسْأَلَنَّ عَمّا لَكَ عِنْدَهُ إلّاما لَهُ عِندَ نَفْسِكَ . فَإنْ تَكُنِ الدُّنْيا عَلَى غَيْرِ ما وَصَفْتُ لَكَ فَتَحَوَّلْ إلى دارِ المُسْتَعْتَبِ . فَلَعَمْرِى لَرُبَّ حَريصٍ عَلَى أمْرٍ قَدْ شَقَى بِهِ حينَ أتاهُ ، وَ لَرُبَّ كارِهٍ لِأَمْرٍ قَدْ سَعِدَ بِهِ حينَ أَتاهُ ، وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَهِ عَزَّوَجَلَّ :
وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ .
« 1 »
« اى جابر ! اينك در حفظ دين و حكمت خدا كه رعايت آن را از تو
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 2 ، كتاب الإيمانوالكفر ، باب ذمّالدّنيا و الزّهد فيها ، ص 132 تا ص 134 .