يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ .
« 1 » « از حيات دنيا تنها ظاهرى را ديده و مىدانند ، أمّا از آخرت كه حقيقت و ملكوت آناست حقّاً غافل و بىخبرند . »
بايد دانست : أفرادى از بشر كه مشمول فيض حضرت حقّ گشته و پا به عرصهء عالم گذاشتهاند ، به سه طائفه تقسيم مىشوند :
طائفهء أوّل ، كسانى هستند كه تنها دنيا را با مظاهر فريبندهء آن ديده و در أثر ضعف إدراك و عدم بصيرت ، از مرز و حدود مشتهيات نفسانيّه و لذائذ خسيسهء دنيّه فراتر نرفته و در لجنزار عفن و متعفّن عشقبازى با مادّيّات منغمر شده و انسانيّت خود را فراموش نموده و بىخبر از عالم نور و ملكوت و مواهب رحمانيّهء أولياء ، در ظلمت جهل و غفلت دوران عمر را سپرى مىكنند تا أجل آنان برسد و يكسره در دوزخى كه خود ، آتش آن را افروختهاند سرازير شوند .
طائفهء دوّم ، كسانى هستند كه نسبةً از بينش و إدراك قوىّ بهرهمند بوده ، طريق طاعت و عبادت را اختيار كرده و دل را از أنوار جمال و جلال حضرت رحمن كه در عوالم وجود جارى و سارى است تعطيل ننمودهاند ، ولى يكسره خود را به خدا نداده و دل را از غير او و شائبههاى نفس پاك ننموده و در برابر أنوار قاهرهء ذات حضرت أحديّت ، وجود مجازى و موهوم خود را نباختهاند و به ماسوىالله نيز تعلّق دارند .
أمّا طائفهء سوّم كه نگين درخشان عالم خلقت بوده و مراتب هستى طفيل وجود آناناست ، أوليائى هستند كه از ابتداء داغ عشق و محبّت حضرت پروردگار را بر دل داشتهاند ، و اين شعلهء محبّت رفتهرفته مجامع و زواياى وجود آنان را فرا گرفته و هستى محبّ را ذوب و او را در ذات محبوب فانى
هامش
( 1 ) . آيه 27 ، از سورهء 30 : الرّوم .