قدم در راه سلوك گذاشت ، شاهد وصل را در آغوش گرفت ؛ و نه هر كس وصل او را إدراك نمود ، در آن مقام متمكّن شد و قرار گرفت !
چنين نيست كه هر كس به سوى مطلوبى حركت كند ، به مقصود خود نائل شود ؛ و اين گونه نيست كه هر كس به اطراف و قرقگاه سرزمين محبوب ، راه يافته و به گردش پرداخت ، نداى حضرت پروردگار را بشنود !
عرفان به حضرت ربّ تباركوتعالى و آثار آن ، عناياتى أزلى و عطايايىاست كه از عوالم ربوبى سرچشمه مىگيرد . در أبد و گذر زمان ، آنچه قلم تقدير در أزل نگاشته جارى مىشود . و از هر كس در أزل خلعت قبول را گرفتند ، در أبد هيچگاه آن را نخواهد پوشيد . و آنكه در أزل آن لباس معرفت را به تن كرد ، در أبد هيچگاه از او گرفته نخواهد شد .
بر همانند اين ليلاى توحيد ، سزاوار است مرد خود را بكشد ! اگرچه شب را با كتمان يأس و نااميدى از وصل محبوب در ضمير خود ، صبح كند و از اين درد بر خود بتابد .
در غرور اين هوس گر جان دهم * به كه دل در خانهء دكّان نهم
سرچشمهء زايندهء علوم و انديشهء تو بايد حضرت حقّ باشد و بايد از او معارف خود را أخذ كنى و براى او تلاش نمائى . و با پرداختن به اين صورتهاى زيبا كه زائيدهء قلم صنع پروردگاراست از معانى آن كه در پس آنها نهان است غافل مشو ! و اين كاخ زيبا و دلفريب هستى و آيات آفاقى ، تو را از خالق و آفريدگار آنها باز ندارد . و هيچگاه از مقام توحيد تنزّل ننموده و خود را به غير او مشغول مساز .
و السّلام على من اتّبع الهدى . »
بارى ، در جواب مرحوم ملّامحسن فيض كاشانى به قاضىسعيد قمّى مىبينيم كه ايشان تنها راه رسيدن به اطمينان و قرار دل را كنارزدن حجاب