تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
خود را در راه وصول به آن به خطر مىاندازد ، و آنكه از شاهدى كه در زيبايى بىنظيراست خواستگارى مىكند و او را طلب مىنمايد ، مَهر او هر چه باشد نبايد در نظر او جلوه كند و سنگين بيايد ! جوان‌مرد ، آن‌گاه كه به نور پايه‌هاى رفعت و شرف خيره مىشود ، كمترين و آسان‌ترين چيزى كه از او فوت مىشود خواب خوش است ! « و كسى كه با تمام مراتب وجود براى خدا باشد ، خدا نيز براى اوست . » اين راه ؛ روندهء آن كجاست ؟ اين جايزه‌هاى نفيس ربّانى ؛ طالب آن كجاست ؟ اين پيراهن يوسف ؛ كجاست يعقوب تا اين كحل را به چشم زند و بينا گردد ؟ اين طور سيناء ؛ موسى كجاست تا تجلّى حضرت حقّ را مشاهده كند و نداى
إِنِّي أَنَا اللَّهُ
و
لا إِلهَ إِلَّا أَنَا
بنيان أنانيّتش را در هم شكند ؟ اين ذوالفقار ؛ أبوالحسن علىّ كرّار كجاست تا آرام و قرار از مشركين ببرد و راه توحيد را بگشايد ؟ اين اشارات و دقائق علوم ربّانى ؛ امّا جنيد و شبلى كجايند تا اين ظرائف علم إلهى در آئينهء دل آنها بتابد و از خواطر آنها بگذرد ؟ اين تفرّجگاه زهد و دل‌كندن از غير خدا ؛ امّا ابن ادهم كو تا در آن به انس با حضرت حقّ مشغول شود ؟ اى مردم ! آن دوستان خدا و مردمان نيك‌سرشت كه نور توحيد و معرفت در سيماى آنها ظاهر بود كجايند ؟ چگونه‌است خانه‌هاى آنها را مىبينم اما از ساكنان آن خبرى نيست ؟ آنان را چه شده‌است ؟ اين آثار برجاىمانده از منازل محبوبان منست ؛ پس اى مصاحب و يار شفيق من ! اندكى درنگ كن و از درد هجران و شوق ديدارشان اشك بريز ! اى برادر من ! وصول به اين مرتبهء عالى ، امرىاست كه تنها اگر فضل خداوند و رحمت بىكرانش ، دامنگير انسان شود ، ميسور ميگردد ! « وخداوند هركس را كه بخواهد به رحمتش اختصاص مىدهد . » اين گونه نيست كه هر كس آهنگ راه خدا كرد ، سلوك نمود ؛ و نه هر كس