ولى باز با خود مىگويم : اين تعبير نيز براى والد بزرگوار كم است ! ايشان نه تنها مالك أشتر بودند بلكه ميثم تمّار نيز بودند . حجربنعدىّ أميرالمؤمنين عليهالسّلام ، و جابربنيزيد جعفى امام باقر عليهالسّلام ، و أبانبنتغلب امام صادق عليهالسّلام نيز بودند كه حضرت بهوجود ايشان افتخار كرده و در خطاب به أبان ميفرمايد :
جَالِسْ أَهْلَ الْمَدِينَةِ ، فَإنّى أُحِبُّ أَنْ يَرَوْا فى شيعَتِنا مِثْلَكَ . « 1 »
« اى أبان ! با أهل مدينه مجالست كن ( و علوم ما أهلبيت را براى آنان باز گو ) زيرا كه من حقّاً دوست دارم همانند تو را در ميان شيعيان ما ببينند . »
و زمانىكه پس از رحلتش در نزد حضرت از او ياد مىشود ، حضرت مىفرمايند :
رَحِمَهُ اللَهُ ! أما وَاللَهِ لَقَدْ أَوْجَعَ قَلْبى مَوْتُ أَبانٍ ! « 2 »
« خدا او را رحمت كند ! هان به خدا سوگند كه مرگ أبان دل مرا به درد آورد و خاطر مرا مجروح ساخت ! »
حضرت علّامه آية الله والد معظّم أفاضالله علينا من بركات تربته در قرون معاصر ، مدافعى كمنظير در دفاع و پاسدارى از حريم توحيد و ولايت و مكتب تشيّع بودند و از عمر و جان عزيز خويش براى روشن نگهداشتن چراغ عشق و محبّت به حضرت پروردگار و إرادت و دوستى با صاحبان ولايت كلّيّهء إلهيّه دريغ ننمودند .
به يقين و قطع ، ارتحال آن آيت نور و طائر عالم قدس از اين عالم مجاز و خلع بدن مادّى و بازگشت به وطن مألوف و جنّة الذّات ، قلب مبارك حضرت حجّة بن الحسن العسكرىّ أرواحنا له الفداء را به درد آورد و حال حضرت ، همان حال غم و حزن و اندوهى بود كه در مصيبت و عزاى شيخ مفيد رحمة الله عليه
هامش
( 1 ) . اختيار معرفة الرّجال ، ص 330 و 331 .
( 2 ) . اختيار معرفة الرّجال ، ص 330 و 331 .