تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
حضرت حقّ ، كما هو حقُّه ، در صقع نفوس آنان متمكّن شده و سكّان‌دار كشتى توحيد و مرزبان و پاسدار شريعت و طريقت او مىشوند . آرى فضائل أولياء خدا آنچنان كه بايد و شايد ، قابل بيان نيست ، چرا كه كمالات ايشان از سنخ اين عالم نبوده و با ألفاظ موضوعهء ، براى عالم محسوسات نمىتوان ايشان را وصف نمود . و آنچه از ايشان در عالم طبع ظهور پيدا مىكند ، ذرّه‌اى از آن معانى و حقائق‌است كه در عوالم علوى در ايشان متحقّق شده‌است .
ألا إنّ ثَوْبًا خيطَ مِن نَسْجِ تِسْعَةٍ * وَ عِشْرينَ حَرفًا عَن مَعاليهِ قاصِرُ
« آگاه باشيد ! حقّاً پيراهنى كه تاروپود آن بيست‌ونه حرف الفباء بوده و از كنارهم‌نهادن آنها دوخته شده ، از بيان خُلق نيكو و قامت بلند محاسن محبوب من كوتاه است ! » حضرت علّامهء والد قدّس الله نفسه الزّكيه در مكتب توحيدى أهل‌بيت عليهم السّلام تربيت و پرورش يافته و از مناهل و سرچشمهء علوم صادقَين عليهماالسّلام بهره برده و از مشرب تحقيق و أنيق عرفانى ايشان إشراب شدند ، و بالأخره راحلهء علم و معرفت خود را بر آستانهء قرآن مجيد و علوم أهل‌بيت عليهم السّلام فرود آورده و با تفسير أنفسى و آفاقى آيات قرآن كريم و با استخراج دُرر توحيد و معارف حقّه از روايات أئمّه عليهم السّلام ، در « دورهء علوم و معارف إسلام » منهجى قويم و سهل و بر كنار از هر گونه إفراط و تفريط را براى وصول و ورود به عالم قدس بنا نهادند . وقتى حضرت آقاى حاج سيّدهاشم موسوى حدّاد رضوان الله عليه كه خود در عالىترين نقطه از عالم نور و فسحت قرار دارد با آن حال ابتهاج و شگفتى در وصف ايشان مىفرمايند : « آقا سيّدمحمّدحسين ، سيّدالطّائفتين است . » يعنى آقا و سرور طائفهء أولياء و عرفاء و طائفهء علماء كه خود حكايت از