مواجههء با خود او نبود ، بلكه در جلساتى كه با سالكين إلىالله در ذكر و ياد حضرت حقّ داشتند در لابلاى مواعظ خود گريز زده و به نحو عموم تعريض مىزدند ؛ مثلًا اگر سالكى در تكريم والدين خود كوتاهى نموده و از او خطايى سر زده بود ، ضرورت تعظيم پدر و مادر و اينكه رضايت آنان از فرزند سبب توفيق و جلب عنايات ربّانيّه در سير و سلوك مىشود را گوشزد مىنمودند ، يا حكايتى را در اين مقوله بيان مىكردند . و اگر در خانه با عيال و زوجهء خود بداخلاقى داشت ، ضرر سوء خُلق و اينكه اين صفتِ مذموم ، راه خدا را بر سالك مىبندد متذكّر مىشدند ؛ و أمثال اينها .
اين تذكّرات و گوشزدها در عين آنكه كنائى بود ، آنقدر شفّاف و روشن بود كه ما مىدانستيم خواطر و أفعالمان همانند آينه در مقابل ايشان مىباشد و همهء اينها از آن إشراف تامّ باطنى ايشان حكايت داشت ، و اينكه آن آيت نور چگونه از سالكين و مريدان حضرت حقّ همچون مادرى كه طفل خود را در آغوش تربيت مىگيرد مراقبت نموده و يك لحظه از آنان غفلت نمىكند كه مبادا اسير نفس شده و يا در دام شياطين راه گرفتار شوند . گاهى مطالبى كه به حقير مىفرمودند آنچنان عيان و روشن بود كه أهلبيت حقير بهتزده شده و مىگفتند : گويا ايشان داخل منزل ما را آشكارا مىبينند و مراقب ما هستند !
مىگويند سيرهء تربيتى آية الحقّوالعرفان حضرت آية الله أنصارى رحمة الله عليه نيز اين گونه بودهاست ؛ يعنى علاوه بر اينكه نواقص و كاستىهاى تلامذهء سلوكى خود را جبران و ترميم مىنمودند ، در عينحال عزّت و آبروى آنان را نيز حفظ مىكردند كه مبادا پردهء حشمت و حيايى كه ميان استاد و شاگرد بوده و مايهء تأثيرگذارى مربّى روحانى بر سالك است ، از بين برود .
اينجاست كه آدمى از اين رحمت واسعهء حضرت پروردگار و علماء ربّانى كه تجلّيگاه مهر و عطوفت حضرت حقّ هستند به حيرت درآمده و از خود
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 336
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص٣٣٦