تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
و لذا ايشان در أثر اين معرفت نورانيّه به مقام ولايت أهل‌بيت عليهم السّلام و كمالات آن نفوس طاهره ، نسبت به حضرت رسالت‌پناه صلّىالله عليه‌وآله‌وسلّم و أهل‌بيت و نيز أولاد و ذرّيّهء آن حضرت محبّت و ارادتى تامّ داشته و بنحو خاصّى غيرت ورزيده و أبداً مقايسهء أحدى از أولياء إلهى را با أهل‌بيت و يا يكى از فرزندان آنان روا نمىدانستند . در سفر أخير حقير به سوريه ، يك روز به مناسبت از ايشان پرسيدم : درجه و مقام قرب جناب محيىالدّين عربى كه او را شيخ‌العرفاء مىدانند و أعاظم از أهل عرفان به علوّ قدر و عظمت مقام او اعتراف دارند ، بالاتر است يا بانو حضرت رقيّه سلام‌الله‌عليها ؟ ناگهان ايشان متغيّر و برافروخته شده و فرمودند : « آقا ! اينها أصلًا قابل‌مقايسه با يكديگر نبوده و دو مقولهء جدا از هم هستند . حضرت رقيّه سلام‌الله‌عليها از أولاد حضرت سيّدالشّهداء عليه‌السّلام بوده و نفس پاك و طاهر او حكايت از نفس نفيس حضرت أبى عبد الله الحسين عليه‌السّلام دارد ، و داخل در بيت آن حضرت مىباشد ، ولى اينها ( محيىالدّين و ديگر عرفاء ) خارج از آن بيت بوده و خود را با عمل و مجاهده بدان بيت رسانده‌اند ؛ و هرگز نمىشود آنان را با هم مقايسه كرد ، چون از يك سنخ نمىباشند . »
هامش
- اى مواليان من كه حقّ سبحانه و تعالى شما را مولاى ما گردانيده است در آيات و أحاديث ، و به‌بركت شما از آتش جهنّم آزاد شده‌ايم و مىشويم : من نمىتوانم شمردن ثنا و ستايش شما را ، و به آنچه به حسب واقع به آن كمالات موصوفيد ، من إحصاء آن نمىتوانم كرد بلكه نمىتوانم فهميدن ، و أوصاف كمال شما را كه درخور قرب و منزلت شماست وصف نمىتوانم كردن ، و چون توانم كرد و حال آنكه شما نور خوبانيد و هر كمالى كه أنبياء و أوصياء و أصفياء يافته‌اند به‌بركت شما يافته‌اند و شما هدايت كنندگان نيكوكارانيد . » ( لوامع صاحبقرانى ، ج 8 ، ص 736 و 737 )