از بادهء وحدت ميسور نيست ، براى همه إثبات مىكند . و هدف دعوت أنبياء و أولياء نيز چيزى جز اين حقيقت عالى نبودهاست كه مواليان خود را در أثر حسن پيروى و اطاعت ، بر بلنداى معرفت با خود برده و آنان را از عين حكمت حضرت حقّ كه همان علوم كلّيّه و معارف ربّانيّه است ، بهرهمند سازند . و حقيقت
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« 1 » در همين نشأهء دنيا براى آنان ظاهر و هويدا گردد .
بر همين أساس علّامهء والد قدّسسرّه همواره مىفرمودند : أولياء خدا به هر مقامى كه برسند و هرچه در مراحل و مراتب قرب به حضرت حقّ بالا رفته و در عوالم ربوبى سير كنند ، همه به وساطت امام عليهالسّلام بوده و در پايان نيز تحت نور و ولايت امام عليهالسّلام مىباشند . مگر نه اينستكه در زيارت جامعه خطاب به آن ذوات مقدّسه عرض مىكنيم :
بِأَبِى أَنْتُم وَ أُمّى وَ نَفْسِى وَ أَهْلِى وَ مالى ، مَنْ أَرادَ اللَهَ بَدَأَ بِكُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُمْ ، مَوالىَّ لا أُحْصِى ثَنَآءَكُمْ وَ لا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَكُمْ ، وَ أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْيَارِ وَ هُداةُ الْأَبْرَارِ . « 2 »
هامش
( 1 ) . قسمتى از آيه 16 ، از سورهء 40 ، غافر .
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 615 ؛ مرحوم ملّا محمّدتقى مجلسى رحمة الله عليه در شرح اين فقره از زيارت مىفرمايند :
« پدر و مادر و جان و أهل و مالم فداى شما باد اى أئمّهء معصومان ، هر كه إرادهء معرفت و عبادت و محبّت إلهى دارد ابتدا به شما مىكند و بعد از معرفت شما ، از شما خداوند خود را شناسد و بندگى او را از شما أخذ مىكند و به سبب محبّت شما به محبّت إلهى فائز مىشود . و كسىكه خواهد كه خداوند خود را به يگانگى بشناسد و به نهايت مراتب قرب توحيد برسد ، از راه متابعت شما عارف و و اصل مىشود . و كسى كه إرادهء قرب إلهى داشته باشد ، به توجّه شما به آن رتبه فائز ميگردد و از إرشاد شما به نهايت مراتب قرب مىرسد . -