تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
واگذاشتن نفس با آنچه مطابق ميل و طبع اوست ، رنج و آزار نفس ، و بازداشتن نفس از هوى ، دارو و درمان آن‌است . » فلذا سالك و مريد صادق را هيچ گريزى از اين نيست كه راه تصرّف را براى استاد خود كه از مكايد نفس آگاه است ، باز نموده و ظاهراً و باطناً و سرّاً و علناً از او متابعت كند ؛ و إلّادر باتلاق نفس و هواهاى آن براى هميشه مدفون خواهد شد . بارى ، يكى از شاگردان حضرت علّامهء والد قدّس الله نفسه مكرّر به حجّ و زيارت خانهء خدا و مدينهء منوّره مشرّف مىشد . يك‌بار كه خود را براى سفرى جديد مهيّا مىساخت ، از حقير خواست تا از حضرت آقا استفسار كنم كه اين بار نيز به حجّ مشرّف شود يا خير ؟ ايشان پاسخ منفى دادند و فرمودند : اين نوع حجّ و زيارت‌ها روى هواى نفس بوده و تنها داعى نفسانى دارد ! « 1 »
هامش
( 1 ) . و نيز دربارهء يكى ديگر از رفقاى ايشان كه مشابه اين مورد بود ، به حقير فرمودند : آن وجهى را كه مىخواهند براى حجّ صرف كنند ، براى دو نفر از طلّاب كه قصد ازدواج داشته و تمكّن مالى ندارند هزينه شود . ايشان نيز آن مبلغ را داد و بنده همان شب آن را به پدر آن دو طلبه دادم . در فروع كافى ، كتاب الزّكوة ، باب فضل الصّدقة از امام باقر عليه‌السّلام روايت مىكند كه فرمودند : لَأَن أحُجَّ حَجَّةً أحَبُّ إلَىَّ مِن أن اعتِقَ رَقَبَةً و رَقَبَةً حَتَّى انتَهَى إلى عَشَرَةٍ و مِثلَها و مِثلَها حتَّى انتَهَى إلى سَبعينَ و لَأن أَعولَ أهْل‌َبَيتٍ مِنَ المُسلِمينَ اشبِعُ جَوعَتَهُم و أكْسُو عَورَتَهُم و أكُفُّ وُجوهَهُم عَنِ النّاسِ أَحَبُّ إلَىَّ مِن أن أحُجَّ حَجَّةً و حَجّةً و حَجَّةً حَتَّى انَتَهى إلى عَشرٍ و عَشرٍ و عَشرٍ و مِثلَها و مِثلَها حَتَّى انتَهَى إلى سَبعينَ . « اينكه يك‌بار حج بجا آورم در نزد من محبوب‌تر است از اينكه هفتاد بنده آزاد نمايم و اينكه يك خانواده از مسلمانان را نفقه دهم و ايشان را سير نموده و لباس و پوشاك به ايشان دهم و آبروى ايشان را در برابر مردم حفظ نمايم ، براى من محبوب‌تر است از اينكه هفتاد بار حجّ بجا آورم . » ( كافى ، ج 4 ، ص 2 ، ح 3 ) شيخ فريدالدّين عطّار نيشابورى ( ره ) در ترجمه و ذكر أحوال بايزيد بسطامى -