« حضرت علىّبنالحسين عليهماالسّلام فرمودند : همانا جميع آنچه خورشيد در مشارق و مغارب زمين و دريا و خشكى و كوه و دشت بر آن مىتابد ، در نزد يكى از أولياى خدا و كسانى كه أهل معرفت به حقّ خداوند متعال مىباشند ، مانند سايهء ابرها مىباشد ( كه پس از نور افشانى خورشيد مدّتى سايه مىافكنند و انسان آن سايه را حقيقتى مىپندارد و به آن دل مىبندد ولى بار ديگر خورشيد طلوع مىنمايد و از آن سايه أثرى باقى نمىماند ) . »
بارى مناسب است در اينجا به جهت إيضاح گوشهاى از اين حقيقت عالى ، أبياتى از عارف بزرگ و گرانقدر شيخ محمود شبسترى أعلىاللهدرجته كه در تبيين همين معنى سروده است ، از شرح عالم و عارف عاليقدر شمسالدّين محمّد لاهيجى صاحب مفاتيحالإعجاز رحمة الله عليه براى طالبان علم و ايقان آورده شود :
شارح گلشنراز ميفرمايد : « چون هستى عالم ، ظلّ وجود حقيقى است و توهّم غيريّت حقيقى وجود عالم ، خيال باطل است و هر كه پندار غيريّت دارد ، اسير خواب غفلت است ، فرمود كه :
تو در خوابىّ و اين ديدن خيال است * هر آنچه ديدهاى از وى مثال است
يعنى : همچنانكه شخصى در خواب ، صورت چند بيند كه مطابق واقع نباشد و در خواب پندارد كه آنها متحقّقالوجودند و نداند كه آنها صور خياليّهاند كه در خارج وجود ندارند ، تو كه عالم را وجود حقيقى مىپندارى ، در خواب
هامش
- المصدرُ أى كرجوع الظِّلال أى كما تظلّ فى ظلّ شجرة مثلًا فتنتفعُ به ساعةً فترجع عنك فتكون فى الشّمس ، أو المرادُ بالفىء الظّلّ و بالظّلال ما أظلّك من شجر و جدار و نحوهما ، أو المرادُ بالظّلال قطعاتُ السّحاب الّتى تُوارى الشّمسَ قليلًا ثمّ تذهب و هذا أنسب . قال فى القاموس : الظّل من كلّ شىءٍ شخصُه و من السّحاب ماوارى الشّمسَ منه و الظِّلالة بالكسر السّحابة تراها وحدَها وترى ظلّها على الأرض ، و كسَحابٍ ما أظلَّك . »