تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
و حاصل كلام ايشان اين بود كه شريعتى با وجود نبوغ و هنر بيان مىتوانست آن را در اعتلاى كلمهء توحيد و عزّت إسلام و مسلمين به كار بندد و جان خود و ديگران را از نهج قويم و صراط مستقيم حيات بخشد ، أمّا افسوس كه اين استعداد إلهى را در استهزاء و سبك نمودن بزرگان إسلام و علماء أعلام و تضعيف أركان شريعت به كار بست و بدون شكّ عامل دست أجانب و انگليسىها بود ، اگر چه التفات نداشته ؛ تا اينكه به مقتضاى :
إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آياتِنا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنا
« 1 » تير غيب او را گرفت و تهىدست و بىبهره از محبّت پروردگار و علوم و معارف سبحانى از دنيا رفت ! « 2 »
هامش
( 1 ) . صدر آيه 40 ، از سورهء 41 : فصّلت : « كسانى كه نسبت به آيات ما منحرف مىشوند و تسليم نمىگردند ، بر ما پنهان نيستند . » ( 2 ) . علّامهء والد أفاض‌الله علينا من بركات علومه‌الشّريفه پس از مرگ ناگهانى دكتر شريعتى مىفرمودند : « شريعتى منكر غيب بود و به تير غيب گرفتار شد . » در زمان جوانى ما كه دكتر شريعتى در حسينيّهء إرشاد سخنرانى ميكرد و كتاب هايى به نام وى به طبع مىرسيد ، دربارهء هويّت وى اختلافاتى وجود داشت . عدّه‌اى فى الجمله از وى دفاع نموده و با وى مرتبط بودند و زمينهء نشر آثار او را فراهم مىكردند ، و عدّه‌اى نيز با وى مخالف بوده و از ترويج أفكار و آثار او نهى مىكردند . مسأله آن قدر دقيق بود كه برخى از أفراد عالم و درس‌خوانده و أهل دقّت نيز همچون مرحوم آية الله مطهّرى به خطا رفته بودند و به‌نوعى از برگزارى سخنرانىهاى وى حمايت مىنمودند ، ولى علّامهء والد از همان آغاز بر اساس نور بصيرت و بينش الهى كه فرموده‌اند : اتَّقوا فِراسَةَ المُؤْمِنِ فَإنَّهُ يَنظُرُ بِنورِ اللَهِ ( كافى ، ج 1 ، ص 218 ) وى را شخصى منحرف و ضالّ مىدانستند و علاوه بر اشتباهات جزئى كه در مسائل فرعى داشت ، در اصول اعتقادى نيز مطالب او را باطل و خطرناك مىشمردند و مىفرمودند : از مطالبى كه ميگويد فهميده مىشود كه أصلًا عالم غيب و ارتباط أنبياء با خداوند و أصالت و حقيقت دين را قبول ندارد ، گرچه اين مطالب را به صراحت بيان نمىكند . -