تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
گرفتيم . قبر وى در اطاقكى در زاويه‌اى از قبرستان قرار داشت كه عكس دكتر شريعتى نيز در آنجا نصب شده بود . همين كه در را باز كرديم ، ايشان سر خود را داخل اطاقك كرده و تنها يك نگاه نموده و بدون تأمّل و معطّلى فوراً در را بستند و فرمودند : عجيب ! و تعبيرى دربارهء او فرمودند كه حكايت از كدورت وى و دوريش از رحمت خداوند مىنمود . فرداى آن روز دوباره فرمودند : آقا سيّدمحمّد صادق ، يك بار ديگر برويم قبر دكتر شريعتى را ببينيم ! براى بار دوّم در معيّت ايشان به قبرستان شيعيان رفتيم . أمّا اين بار درِ آن اطاقك را كه باز كردند چند لحظه‌اى تأمّل و درنگ كرده و سپس سرشان را بيرون آورده و فرمودند : « اين استعمارگران انگليس خيلى ناجنسند ! انگليس تمام دنيا را بازى مىدهد ، حتّى روس‌ها را ، و چه بسا سران روس خودشان اين معنى را ندانند . اينها موجوداتى بسيار عجيب و خيلى خيلى خبيثند . اينها از سراسر دنيا افرادى مثل شريعتىها را كه نبوغ دارند به وسائطى كه چه بسا خودشان نيز متوجّه نشوند تربيت كرده و بعد هر كدام را به ممالك خودشان مىفرستند ؛ مثلًا شريعتى را به ايران فرستاده و طبق مقاصد شوم و نيّات پليد خود از آنان استفاده مىكنند ، و چه بسا خود شريعتى هم به اين معنى أبداً التفاتى نداشته باشد . » بارى ، حضرت آقاى حدّاد در مرتبهء دوّم كه بدانجا رفتيم در بارهء دكتر شريعتى اين كلام را فرمودند ؛ و شگفت اين بود كه اين مطالب را در حالى مىفرمودند كه أصلًا در اين عوالم نبودند . ايشان شخصى بودند محبّ و عاشق خداوند و محو در عالم نور ، به ظاهر نه از سواد و علوم رسميّه و ظاهريّه بهره‌اى داشتند و نه برخوردار از اطّلاعات سياسى بوده و نه دكتر شريعتى و كتابهايش را ديده بودند ؛ و فقط بر أساس آن هيمنه و سيطرهء ملكوتى كه بر نفوس داشتند اين كلمات از ايشان صادر شد .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 301 | السيد محمد صادق الطهراني