هامش
- در پاسخ اصرار ايشان مبنى بر ملاقات شريعتى با مرحوم علّامه و اصلاح اشتباهات وى توسّط حضرت ايشان ، فرمودهاند : يبعضى از دوستان ايشان ، مىخواستند او را بياورند نزد من كه با هم صحبت كنيم و من ايشان را نصيحت كنم و تذكّراتى به او بدهم . من فكر كردم كه هيچ فائدهاى ندارد . چون ايشان اگر بخواهد شريعتى باشد ، دست از أفكارش بر نمىدارد و اگر بخواهد دست از أفكارش بردارد ، ديگر شريعتى نيست . او آدمى نيست كه دست از أفكارش بردارد . من مطمئنّ هستم كه دست از أفكارش بر نمىدارد . و بنابراين ، از اين ملاقات سوء استفاده خواهد كرد . »
آية الله مصباح مىفرمايند : « باز من اصرار كردم كه آقا احتمال نمىدهيد كه لاأقلّ اشتباهاتش كمتر شود و جلوى مفاسد بزرگتر گرفته شود ؟ آنچه را كه گفته و روى آن پافشارى كرده ، گذشته ، به فرمايش شما بعيد است كه از حرفهاى گذشتهاش دست بردارد ، أمّا آيا احتمال نمىدهيد كه بيايد نزد شما و كمتر در آينده إفساد كند ؟ باز ايشان تأمّلى كردند و گفتند : حتّى اين احتمال هم وجود ندارد . خيلى قاطع كه ملاقات با او فائدهاى نخواهد داشت و احتمال ضرر هم دارد . » ( گفتمانمصباح ، ص 222 و 223 )
همچنين ايشان با يك واسطه از رهبر فقيد انقلاب مرحوم آية الله العظمى خمينى رحمة الله عليه نقل مىكنند كه در پاسخ به اينكه چرا در جواب نامههاى تسليت رحلت شريعتى از تعبير « مرحوم » استفاده نكردهاند ، فرمودهاند : « اگر او را مسلم مىدانستم ، مىنوشتم » . ( گفتمانمصباح ، ص 265 )
بارى ، مرحوم حدّاد در زمانى از ارتباط شريعتى با استعمار و عامل دست أجانب بودن وى - گرچه خودش آگاه نباشد - خبر مىدادند كه هنوز أسناد ساواك منتشر نشده بود . پس از نشر أسناد ساواك معلوم شد كه شريعتى علاوه بر اينكه از آغاز تحت تربيت و تأثير فراماسونرى چون ميرزا أبوالحسنخان فروغى بوده و پس از آن نيز به شدّت تحت تأثير أفرادى مانند ماسينيون وگورويچ - كه در نامهء مرحوم مطهّرى اشارهاى به ايشان شده بود - قرار گرفته ، در بازگشت به ايران از فرانسه با يكى از عوامل سازمان سيا همراه بوده و پس از آن نيز تحت نظارت ساواك بوده و ساواك از كارهاى وى راضى و او را همجهت و مؤيّد طرحهاى خود مىدانسته است كه گزارشى از اين أسناد در كتاب نهضتامامخمينى ( ج 3 ، ص 205 تا ص 300 ) آمده است . -