تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
هامش
- به أهل علم به چشم بدترى از افسران امنيّتى نگاه مىكند . و خدا ميداند كه اگر خداوند از بابوَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَدر كمين او نبود ، او در مأموريّت خارجش چه به سر روحانيّت و إسلام مىآورد . تبليغاتى در اروپا و آمريكا لَهِ او از زهد و ورع و پارسائى تا خدمت به خلق و فداكارى و جهاد در راه خدا و پاكباختگى در راه حقّ شده است . و بسيار روشن است كه دستهاى مرموزى در كار بود . و دوستان خوب شما در اروپا و آمريكا إغفال شده‌اند . . . » ( نورملكوت‌قرآن ، ج 4 ، ص 149 ، به نقل از سيرى در زندگانى استاد مطهّرى ، ص 80 تا ص 87 ) نظر شريف علّامهء طباطبائى قدّس‌سرّه نيز از آغاز همين بود . ايشان در پاسخ نامه‌اى دربارهء وى فرموده‌اند : « اينجانب نوشته‌هاى دكتر شريعتى را هرگز تصديق نكرده و چنين سخنى به احدى نگفته‌ام ، و نوع مطالب ايشان اشتباه و طبق مدارك دينى اسلامى غيرقابل‌قبول مىباشد . » و همچنين در پاسخ نامهء ديگرى مرقوم فرموده‌اند : يما با دكتر شريعتى عداوت ذاتى نداريم ، مسأله اين است كه در لابه‌لاى تأليفاتشان مطالبى ديده مىشود كه با موازين إسلام قابل توجيه نيست . مانند اينكه ميگويد : انسان خويشاوند خداست ، در حالى كه قرآن كريم صريحاً ميفرمايد :وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ. و ميفرمايد :وَ جَعَلُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباًعقيده‌اى است از عقايد بت‌پرستان . و ميگويد : خدا و طبيعت و انسان يك واحد حقيقى است كه رهسپار كمال است . و صريحاً در كتاب زادگاه من معاد را انكار مىكند . و در وصف معراج خود ميگويد : استادان مسيحى من مرا وارد بهشت كردند و در بهشت مىگشتم درحالىكه دستم در دست آنها بود ! در صورتى كه قرآن صريحاً مسيحى را كافر ميداند و ميفرمايد كافر داخل بهشت نمىشود ؛ و نظاير اين اشتباهات كه زياد هم هست . » ( گفتمان‌مصباح ، ص 223 ) مرحوم علّامهء طباطبائى بر أساس بينش ملكوتيشان حتّى صدق نيّت و حقيقت‌جوئى وى را نيز قبول نداشتند . آية الله مصباح يزدى از مرحوم علّامهء طباطبائى نقل مىكنند كه -