تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
است . و بالجمله تحمّل اين امور در جنب ثمرهء آن ، ناچيز به حساب مىآيد . و ابن فارض مصرى در ادامهء اين أبيات به اين حقيقت اشاره كرده و ميفرمايد :
وَلَكِن لَدَىَّ المَوتُ فيهِ صَبابَةً * حَيَوةٌ لِمَن أهْوى عَلَىَّ بِها الفَضلُ ( 1 ) نَصَحْتُكَ عِلمًا بِالهَوَى وَالَّذى أرَى * مُخالَفَتى فَاخْتَر لِنَفْسِكَ ما يَحْلو ( 2 ) فَإنْ شِئْتَ أن تَحْيَى سَعيدًا فَمُت بِهِ * شَهِيدًا وَ إلّافَالغَرَامُ لَهُ أهْلُ ( 3 ) فَمَن لَم يَمُتْ فى حُبِّهِ لَمْ يَعِشْ بِهِ * وَ دُونَ اجْتِنآءِ النَّحْلِ ما جَنَتِ النَّحْلُ ( 4 ) « 1 »
1 . آنچه تا به حال از عشق گفتم رأى و نظر عامّهء مردم بود ، ولى نزد من ، مرگ در راه عشق حياتى است عظيم و جاودان كه محبوب من با آن بر من منّت نهاده و تفضّل نموده است . 2 . چون سختى و محنت‌هاى راه عشق و محبّت را مىدانستم ابتدا تو را نصيحت كرده و از آن برحذر داشتم ، أمّا نظر من اين است كه با خيرخواهى من مخالفت نمايى و راه عشق را برگزينى ؛ پس اينك آنچه را كه مىپسندى و در كام تو شيرين است اختيار نما . 3 . اگر مىخواهى به حيات سعيده برسى در راه عشق جان بده و شهيد شو و إلّاعشق را واگذار كه براى آن أهلى است . 4 . كسى كه در راه محبّت او جان نباخته به حضرت محبوب ، زندگانى و حيات نيافته است ، و البتّه پيش از چشيدن و ذوق حلاوت عسل ، گريزى از
هامش
( 1 ) . ديوان ابن الفارض ، ص 156 .