تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
به تعبير مرحوم قاضى رضوان الله تعالى عليه ، « سيّد هاشم در توحيد مانند سنّىها كه در سنّىگرى تعصّب دارند ، او در توحيد ذات حقّ متعصّب است و چنان توحيد را ذوق كرده و مسّ نموده است كه محال است چيزى بتواند در آن خلل وارد سازد . » « 1 » حضرت علّامهء والد مىفرمودند : « ولايت آقاى حدّاد عين ولايت أئمّهء طاهرين است و هيچ فرقى نمىكند . » يعنى در سيرإلىالله هر جا كه آن اوصياى إلهى رفته‌اند ايشان نيز رفته است ، گرچه در سير عرضى نسبتشان با أئمّه عليهم السّلام ، نسبت قطره به درياست . توضيح اينكه : حضرت رسول‌أكرم صلّى الله عليه و آله وسلّم و نيز أئمّه عليهم السّلام فرموده‌اند : سَلْمانُ مِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ ، « 2 » و معناى اين سخن اين است كه حضرت سلمان رضوان الله عليه قدم در عالم ولايت نهاده و بدان بارگاه قرب راه يافته و ولايت سلمان عين ولايت أميرالمؤمنين سلام الله عليه است و تفاوتى ندارد ، زيرا حقيقت ولايت تعدّد بردار نيست و دوتا نمىشود . صاحب مفاتيح‌الإعجاز شمس الدّين محمّدبن‌يحيى لاهيجى در شرح اين بيت از عارف شبسترى :
رسد چون نقطهء آخر به أوّل * در آنجا نى ملك گنجد نه مرسل
مىنويسد : « چون فناى وجود مجازى سالك سائر در وجود حقيقى حقّ حاصل شد ، نقطهء آخر كه تعيّن انسان كامل است ، به نقطهء أوّل كه أحديّت و مقام اطلاق است متّصل گردد و امتياز ربّ و مربوب مرتفع شود و غبار غيريّت به
هامش
( 1 ) . روح‌مجرّد ، ص 13 . ( 2 ) . بحارالأنوار ، ج 22 ، باب فضآئل سلمان و أبىذرّ و مقداد و عمّار رضىالله‌عنهم أجمعين ، ص 326 ، ح 28 ؛ و ص 329 ، ح 38 ؛ و ص 331 ، ح 42 ؛ و ص 343 ، ح 53 .