و از طرفى حال مزور و مكان نيز در انعكاس آن حقيقت و نورى كه در آنجا تجلّى نموده مدخليّت دارد و از آنجا كه مرحوم بهارى ولىّخداست و از نفس عبور كرده و به مقام طهارت رسيده ، نورانيّت نفس حضرت آقاى حدّاد را به نحو أحسن انعكاس مىدهد ، بخلاف مرحوم بياتى كه هنوز از عالم نفس عبور ننموده است ؛ و به همين جهت مرحوم آقاى أنصارى آن شور و شعف و حالت عجيب و نورانيّتى را كه بر سر تربت مرحوم بهارى مشاهده مىكنند غير از آنىاست كه در منزل آقاى بياتى مىبينند . « 1 »
علاوه بر اينكه ايشان هم به زيارت مرحوم بهارى رفته و مشتاق ايشان بودهاند و هم به آن رائحهء ربّانى و حالت توحيدى آقاى حدّاد در آن زمان خاصّاشتياق داشتهاند و البتّه جهت دوّم أقوى است و نفس مرحوم حدّاد براى ايشان أجذب و أحلى بوده است ؛ چرا كه خود ايشان از مرحوم بهارى أقوى بوده و آتش عشق و حرقت دل ايشان سوزندهتر بوده است .
بارى ، عدم إدراك و ذوق حقيقت و فقدان بصيرت ملكوتى باعث مىشود كه اين اشارات و كلمات أولياء الهى را طامات و خرافه و احتيال و خدعه پندارند و نه تنها خود را از نور عرفان بىبهره سازند ، بلكه با گلآلودكردن شريعههاى إلهى ، ديگران را نيز از ماء معين و زلال و گواراى ولايت كلّيّهء إلهيّه
هامش
( 1 ) . در اشاره به همين خصوصيّت مكان در انعكاس أنوار أولياء إلهى است ، آنچه مرحوم علّامهء والد نقل مىفرمايند كه مرحوم حدّاد در سفر به همدان به جهت احترام مرحوم آية الله أنصارى قدّساللهتربته و تجليل از آقازادهء أرشد ايشان ، لدىالورود به منزل ايشان وارد مىشوند و ساعتى در بيرونى آن مرحوم توقّف نموده و مورد پذيرايى قرار مىگيرند و سپس به منزل آقاى حاج محمّدحسن بياتى تشريف مىبرند . ايشان پس از خروج از منزل مرحوم أنصارى به مرحوم علّامهء والد مىفرمايند : « در اين بيرونى از آثار مرحوم أنصارى چيزهاى بيشترى را توقّع داشتيم . » ( روحمجرّد ، ص 155 )