تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
و به همين جهت هنگامى كه آن حضرت وارد سرزمين مقدّس كربلا مىشوند ، از خاك آن بر گرفته و مىبويند و اشكشان جارى مىشود و مىفرمايند : وَاهًا لَكِ أَيَّتُهَا التُّربَةُ ! لَيُحْشَرَنَّ مِنكَ أَقْوامٌ يَدْخُلونَ الْجَنَّةَ بِغَيرِ حِسابٍ . هَذا مُناخُ رِكابِهِمْ وَ هَذا مُلْقَى رِحالِهِمْ وَ هَهُنا تُهَراقُ دِمآؤُهُمْ طوبَى لَكِ مِن تُرْبَةٍ عَلَيْكِ تُهَراقُ دِمآءُ الْأَحِبَّةِ . « 1 » « خوشا به حال تو اى خاك ! از تو گروه‌هايى محشور مىشوند كه بدون حساب وارد بهشت مىگردند . اينجا محلّ توقّف مركب‌هاى ايشان و محلّ افكندن بار و اثاثشان مىباشد و در اينجا خونهاى ايشان ريخته ميگردد . خوشا به حال تو كه خاكى هستى كه خونهاى دوستان و محبّان خدا بر روى تو ريخته خواهد شد . » مقدّمهء سومّ : از امورى كه نزد أهل معرفت و عرفان ، ضرورى است ، اختلاف أحوال أنبياء و أولياء إلهى است و اينكه باريافتگان مقام قرب حالات مختلف داشته ، و كاملين از ايشان گاهى چنان مستغرق در مشاهدهء حضرت
هامش
( 1 ) . بحارالأنوار ، ج 44 ، ص 255 ، ح 4 ، و ص 258 ، ح 8 ، و ص 252 ، ح 2 . علّامهء مجلسى در همين قسمت از بحار از شيخ صدوق در أمالى و كمال‌الدّين از حضرت أميرالمؤمنين عليه‌السّلام نقل مىكند كه : هنگامى كه حضرت عيسى علىنبيّناوآله و عليه‌السّلام با حواريّون از سرزمين كربلا عبور مىنموده‌اند ، آهوانى را در آنجا ديده‌اند كه در آنجا جمع شده و اشك مىريزند و حضرت عيسى نيز با ايشان مشغول گريه شدند . حواريّين از علّت گريهء آن حضرت پرسيدند ، آن حضرت در پاسخ فرمود كه : اينجا زمينى است كه در آن فرزند عزيز پيامبرخدا صلّى الله عليه و آله وسلّم و فرزند عزيز دخترش به شهادت مىرسد و اين آهوان مىگويند كه از شوق تربت فرزند مبارك پيامبرخدا در اين سرزمين به چرا مشغولند . از اين حديث شريف استفاده مىشود كه گاه حيوانات نيز رائحهء ملكوتى حادثه‌اى را كه در آينده محقّق مىشود ، مىتوانند استشمام نمايند .