مادّه براى تابش أنوار معرفت و تمتّع از منبع حقيقت بسوى خود باز نكردهاند ، متصوّر نيست و چه بسا اين گونه مسائل را استبعاد نموده و اشكال كنند . كما اينكه گفته شده :
لَو كانَ المرحومُ الأنصارىُّ يَهدُفُ إلى اسْتشمامِ رآئِحةِ الحَدّادِ الّذى سَيَأتي فى المُسْتَقبَلِ إلى هذا المَكانِ أفَلَمْ يَكُن يُدرِكُ أَنَّهُ لا حاجَةَ لهُ إلى إتيانِ هذِهِ المَقبَرةِ لِهَذا الهَدَفِ ، إذ كانَ الأفضلُ لَهُ أنْ يأتىَ إلى البُستانِ الّذى اسْتوجِرَ لَهُ فى خارِجِ هَمَدانَ وَ قَضى فيهِ أيّامًا ، أو إلى بَيتِ الحاجِّ مُحمّدحَسنِ البياتىِّ الّذى قَضى فيهِ الحَدّادُ ليالىَ ؟ ! « 1 »
« اگر مرحوم أنصارى - از زيارت مزار مرحوم بهارى - قصد استشمام رائحهء حدّاد را - كه در آينده به اين مكان خواهد آمد - داشت ، آيا نمىدانست كه براى اين منظور نيازى نيست كه به اين مقبره بيايد ؟ ! زيرا بهتر بود به باغى كه براى اقامت آقاى حدّاد در خارج همدان اجاره شدهاست و ايشان چندين روز در آنجا بسر بردهاند يا به خانهء حاج محمّدحسن بياتى كه شبهايى را در آنجا گذراندهاند و طبعاً مدّت بيشترى در اين دو مكان بودهاند ، برود و اين رائحه را آنجا استشمام كند . »
همانطور كه ملاحظه مىشود ، مستشكل اشكال خود را بر پايهء يك قياس استثنائى ترتيب داده و با استثناء نقيض تالى ، نقيض مقدّم را نتيجه گرفته و ادّعا مىكند كه غرض و هدف حضرت آية الله أنصارى از زيارت مزار حضرت آية الله حاج شيخ محمّد بهارى رحمة الله عليهما استشمام رائحهء مرحوم حدّاد نبوده و غرض از بيان اين كلام خدعه و فريفتن انسانهاى بسيط و سادهلوح مىباشد . « 2 »
هامش
( 1 ) . تزكيةالنّفس ، ص 150 .
( 2 ) . همان مصدر .