تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
ز مشرق دلت اى مغربى چه كرد طلوع * هزار بدر برفت از نظر ، هلال حبيب « 1 »
بدون شكّ ، حضرت ايشان قدّس الله نفسه الزّكيّه ، مصداق حقيقى عارف بالله و بأمرالله بودند و در سراسر زندگيشان جز خداوند چيز ديگرى جاى نداشت . رفتارشان واقعاً و حقيقةً تجسّم سلوك الى الله و مرام و ممشايشان همه مذكّر و يادآور توحيد و عشق خداوند بود . إعراض از دنيا و زخارف عالم غرور و محبّت و ذكر خدا در تمام شؤون ايشان مشهود بود و به تمام معنى در عالم فناء فىالله و بقاء بالله متمكّن و مستقرّ بودند ؛ و بالجمله ، والد معظّم آيت توحيد و عرفان و عشق و محبّت به حضرت پروردگار بودند . كلمات و بيانات أساتيد در وصف آن رايت نور و توحيد و نيز سيرهء عملى و تأليفات گرانقدرشان همه بر اين حقيقت شهادت مىدهد . حواشى ايشان بر مكاتبات آيتين علمين حضرت آية الله حاج سيّد احمد كربلائى و آية الله حاج شيخ محمّدحسين كمپانى رضوان الله عليهما و مطالب توحيدى مذكور در كتاب الله‌شناسى و بحث‌هاى مفصّل ايشان با مرحوم علّامهء طباطبائى راجع به مسألهء عدم بقاء عين ثابت در حال فنا و امكان فناء حقيقى و تامّ ، همه‌وهمه حاكى از وصول ايشان به أعلى ذروهء از قلّه توحيد و إشراب از ماء معين ولايت كلّيّهء إلهيّه است . تا كسى به مقام فنا به جميع مراتبه نرسد نمىتواند توحيد را اينقدر بىپيرايه و عارى از هر گونه زوائد بيان كند و مسألهء عدم بقاء عين ثابت را در حال فنا لمس نموده و اين چنين بر آن اصرار ورزد . « 2 »
هامش
( 1 ) . ديوان شمس‌مغربى ، ص 33 ، غزل 13 . ( 2 ) . علّامهء والد روحىفداه در پايان بحث‌هاى خود با استادشان حضرت علّامه طباطبائى رضوان الله عليهما در كتاب مهرتابان پيرامون بقاء عين ثابت ، تعليقه‌اى دارند كه ل ظاهر آن تنزّل از مطلبى است كه در متن بر آن اصرار ورزيده‌اند ، ولى اين مطالب را يا از باب تأدّب به استادشان مرقوم فرموده‌اند و يا معنى و محملى غير از آنچه در ابتدا به نظر مىرسد دارد كه إن‌شاءالله در مباحث آتيه ( ص 385 تا ص 431 ) به آن اشاره خواهد شد .
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 222 | السيد محمد صادق الطهراني