و زمان تبليغ و كميّت و كيفيّت آن رعايت شرائطى را لازم مىدانستند .
زمان تبليغ
ايشان علاوه بر اهتمام و تأكيد بسيار بر لزوم تبليغ و وعظ و خطابه ، زمان آن را براى طلّابى كه هنوز از دروس خود فارغ نشدهاند ، امّا به مرحلهاى از رشد و بالندگى و بلوغ علمى رسيدهاند كه توان تبليغ معارف را دارند ، فقط أيّام عزادارى و إقامهء ماتم براى سيّد و سالار شهيدان حضرت سيّدالشّهداء عليهالسّلام در دههء أوّل محرّم و أيّام سوگوارى رحلت جانسوز پيامبرأكرم صلّى الله عليه و آله وسلّم در دههء آخر صفرالخير و أيّام فاطميه در إقامهء عزا بر شهادت صدّيقهء كبرى حضرت فاطمه سلاماللهعليها و نيز ماه مبارك رمضان مىدانستند كه در اين ايّام دروس رسمى حوزه تعطيل مىباشد ؛ أمّا در سائر ايّام از سال بايد به تحصيل اشتغال داشته باشند .
امّا طلّابى كه به مرتبهء اجتهاد رسيده و صاحب قوّهء استنباط شده و از دروس خود فارغ شدهاند ، چنانچه مقتضى تبليغ براى آنان وجود داشت ، وعظ و خطابه در سائر أيّام سال براى آنان منعى ندارد .
مىفرمودند : بر طلّاب واجب است كه در أيّام تبليغ از همان أوّلين سال ملبّسشدن به لباس مقدّس رسولخدا صلّى الله عليه و آله و توانائىيافتن براى تبليغ ، شدّ رحال كرده بار سفر ببندند و در بلاد دور و نزديك متفرّق شوند و به نشر آثار و ميراث أهلبيت عليهم السّلام بپردازند و ألبتّه بر اين عمل دو فائده مترتّب مىشود :
أوّل اينكه : تبليغ و بيان معارف و أحكام وظيفهء أهل علم است ؛ چرا كه خداوند تبارك و تعالى در آيه نَفْر :
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ
« 1 » علّت
هامش
( 1 ) . قسمتى از آيه 122 ، از سورهء 9 : التّوبة .