دانش مشهور بود . يك بار كه حضرت علّامهء والد رضوان الله تعالى عليه به حجرهء ما تشريف آوردند ، بدون مقدّمه فرمودند : شما نزد فلان آقا نرويد ! مطلقاً در درس ايشان شركت نكنيد ! و ديگر توضيحى ندادند .
حقير در ضمير خود به فكر فرو رفتم و تفحّص نمودم كه چرا ايشان از تردّد نزد آن آقا و استفادهء علمى از او با وجود علم و فضلى كه داشت نهىفرمودند ؟
تنها جهتى كه به خاطرم آمد و مىتوانست علّت نهى حضرت علّامهءوالد باشد اين بود كه آن آقا با أهل عرفان و حكمت مخالف و با آنان در تضادّ بود .
بركات مصاحبت با علماء ربّانى
از بيان مفاسد مجالست و همنشينى با علماء سوء به قرينهء مقابله ، آثار و بركات معاشرت و مصاحبت با علماء ربّانى و أهل ديانت و توحيد و ولايت دانسته مىشود ، علمايى كه نور و حقيقت علم به جان و دل آنها آنچنان نشسته است كه حجاب پندار را از ديدگان بصيرت خود كنار زده و در دام عالم مجاز گرفتار نشده و يكسره رو به حقيقت آوردند .
اينان كسانى هستند كه حضرت حقّ متعال از آنان دستگيرى نموده و ايشان را بسوى خود هدايت فرمودهاست ، تا اينكه صاحب قلب سليم شدهاند .
لذا زمانى كه آيات نور بر آنها خوانده مىشود گاهى اشك مهر و محبّت به حضرت پروردگار از ديدگانشان جارى مىشود و سر بر آستان شكر او مىگذارند و گاهى در مقابل جلال و كبرياى او ، خضوع و خشوع جوانح و جوارح ، آنان را در بر گرفته و در برابر خداى عزيز و جبّار به كرنش درمىآيند و بر خاك مسكنت و عبوديّت به سجده مىافتند ؛ عالمان و فقيهانى كه خداوند تباركوتعالى در مقام نعت و مدح آنها چنين ميفرمايد :
قُلْ آمِنُوا بِهِ .
أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ .
إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً
*
وَ يَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا
*
وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ