تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
يكديگر قرار داشتند ، ولى يك نفر از آنها از حيث عمل و تقوى و طهارت‌نفس بر ديگرى تفوّق داشت ، نزد او درس بخوانيد و چقدر خوب است كه انسان در حلقهء درس استادى وارد شود كه جامع بين علم و عمل بوده و در اين دو جهت صاحب كمال و مرتبهء عالى باشد . در اينجا اشاره به اين نكته ضرورى است كه بعضى در أثر عدم‌مناسبت ذاتى با علوم و معارف إلهيّه و مسائل حكميّه و عقليّه ، و يا اعوجاجى كه در نفوس آنان در أثر متابعت از أهواء و حب‌ّدنيا و ابتلاء به عوام‌زدگى پديد آمده ، و فطرت خود را واژگون و استعدادهاى آن را تباه ساخته‌اند ، يا در اثر محيط تربيتى نامناسب و دست‌نيافتن به أهل‌الله و اولياى حقّ قصوراً يا تقصيراً ، دست به انكار أصل معرفت و حكمت مىزنند ؛ اينان چون قلب و عقل آنها از نور و فروغ إدراك آن حقائق عاليه بىبهره است ، چگونه مىتوانند به مطالعهء أنوار جمال و جلال حضرت حقّ نشسته و با چراغ خاموش خرد در مسائل عميق حكمت غور كنند ؟ !
ز روى دوست ، دل دشمنان چه دريابد * چراغ مرده كجا شمع آفتاب كجا ؟ « 1 »
فلذا بر معانى عالى و راقى و معارف بلندى كه از مكمن غيب حضرت حقّ براى علماء بالله منكشف مىشود و بر حقايقى كه از خزانهء علوم و أسرار جلال پروردگار بر اولياى إلهى نثار مىشود ، طعن زده و آنها را طامات و شطحيّات و دروغ و پندار و خيال مىخوانند و صاحبان آن را أهل بدعت و ضلالت و گمراهى مىدانند ؛
وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ .
« 2 » اگر خداوند واحد قهّار ، به وحدت و توحيد و يگانگى خوانده شود ،
هامش
( 1 ) . ديوان‌حافظ ، غزل 5 ، ص 3 . ( 2 ) . آيه 45 ، از سورهء 39 : الزّمر : « و هنگاميكه خداوند به وحدانيّت ياد شود دلهاى آنان كه به آخرت ايمان ندارند مشمئزّ و ناراحت ميگردد و زمانيكه سخن از غير وحدت ذات أقدس او به ميان آيد ايشان خوشحال و مسرور مىشوند . »
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 170 | السيد محمد صادق الطهراني