چهرهدرهمكشيده و ناراحت مىشوند ؛ أمّا اگر براى غير حقّ ، أصالت و وجودى استقلالى اثبات شود مسرور و شادمان مىگردند ؛
وَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ .
« 1 »
زمانى كه أنبياء و أولياء و مناديان توحيد ، نداى وحدت حضرت حقّ را سرمىدهند و مىگويند : اين كاخ آفرينش با موجودات شگفتانگيز آن جز سرابى بيش نيست و وجود آنها وجود ظلّى و وجود مستعار است ، و اين عالم اعتبارات جز پندار و وهم و خيال چيز ديگرى نيست و غير از أصالت حضرت حقّ به هيچ أصالتى نبايد معتقد بود ، اعراضكرده و روىمىگردانند ؛
إِنَّهُمْ كانُوا إِذا قِيلَ لَهُمْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ ،
« 2 » و با ذهن بسيط و عرفى در قرآن و علوم و معارف أهلبيت عليهم السّلام وارد شده و خود را لوادار شريعت و حامى دين مىدانند .
برخى از اين افراد كه بر اساس هواى نفس و دنياطلبى دست به إنكار اين معارف مىزنند ، نه از روى جهل و ناآگاهى ، اگر چه در دنيا با عوامفريبى و تمويه ، جهل خود را مىپوشانند ، امّا در بازار قيامت چون خطاب :
هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ
« 3 » از سرادق عزّ ربوبى به أهل محشر برسد و بر نقد دل
هامش
( 1 ) . قسمتى از آيه 11 ، از سورهء 46 : الأحقاف : « و چون بدان راه نيافتند گفتند : اين دروغبافى و افسانهسازى كهنى است . »
( 2 ) . آيه 35 ، از سورهء 37 : الصّآفّات : « آنان چنين بودند كه وقتى به ايشان گفته مىشد هيچ معبودى جز الله نيست ، تكبّر مىورزيدند . »
( 3 ) . قسمتى از آيه 119 ، از سورهء 5 : المآئدة : « اين روز ، روزى است كه صدق صادقان به آنها سود مىبخشد . »