سيّد محمّدحسين طباطبائى ، حضرت آية الله بهاءالدّينى و حضرت آية الله سدهى اصفهانى كسب فيض كنيم و از أنوار معنوى آنان بهرهمند شويم .
امّا عمدهء تأكيد و سفارش ايشان بر زيارت و استفاده از محضر پر خير و بركت حضرت علّامهء طباطبائى رضوان الله تعالى عليه بود . فلذا هر هفته صبحهاى پنجشنبه يا جمعه ، به زيارت و ملاقات ايشان مشرّف مىشديم ؛ جلساتى هفتگى بود كه معمولًا أعضاى آن از شش يا هفت نفر تجاوز نمىكرد ، و حدوداً سه إلى پنج نفر از آقايان فضلا و حقير و آقاى أخوى شركت مىكرديم .
در اين جلسهها از هر طرف و از هر جا سؤال مىشد ؛ از فلسفه ، از تفسير آيات قرآن كريم ، از معانى روايات و نيز گاهى از توحيد حضرت حقّ سؤالاتى مطرح مىشد . حالِ حضرت علّامهء طباطبائى در اين جلسات اين گونه بود كه دائماً اشتغال به ذكر حضرت حقّ داشتند ، زمانى كه از ايشان سؤال مىشد ذكرشان را قطع كرده و پاسخ مىدادند و سپس دوباره مشغول به ذكر مىشدند . و حقّاً و تحقيقاً اين جلسات ، سرشار از نور و معنويّت بود و ما علاوه بر استفادههاى شايان علمى ، بهرههاى فراوان معنوى نيز مىبرديم كه اين جهت بيشتر مورد نظر حضرت علّامهء والد بود .
شرائط تدريس
خداوند تبارك و تعالى قلب علماء ربّانى را محلّ تابش و إشراق أنوار علم و معرفت و سينههاى آنان را خزانهء علوم و معارف خود قرار داد ، تا علاوه بر حراست و حفظ آنها از دستبرد افراد ناأهل و بدگوهر ، آنها را به افراد قابل و مستعدّ از خلف صالح خود بياموزند و آن علوم را براى آنان به ميراث بگذارند .
چرا كه اين علم اگر در دست عالمى باشد صاحب فطرت و عقل سليم و برخوردار از ضمير روشن ، پايههاى دين و أركان آن را محكم و مشيّد مىگرداند و با تبليغ و ترويج آن علوم ربّانى ، روزبهروز بر پهناى افق خورشيد إسلام افزوده و
نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 175
مساهمون: السيد محمد صادق الطهراني
ص١٧٥