تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور مجرد (يادنامه سيد محمد حسين حسينى طهرانى) (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
چونكه آب جمله از حوضىاست پاك * هر يكى آبى دهد خوش ذوقناك
ور در آن حوض آب شور است و پليد * هر يكى لوله ، همان آرد پديد زانكه پيوسته است هر لوله به حوض * خوض كن در معنى اين حرف خوض لطف آب بحر كو چون كوثر است * سنگريزه‌ش جمله درّ و گوهر است هر هنر كه استا بدان معروف شد * جان شاگردان بدان موصوف شد پيش استاد اصولى هم اصول * خواند آن شاگرد چست با حصول پيش استاد فقيه ، آن فقه‌خوان * فقه خواند نى اصول و نى بيان پيش استادى كه او نحوى بود * جان شاگردش از آن نحوى شود باز استادى كه او محو ره است * جان شاگردش از آن محو شه است زين همه أنواع دانش روز مرگ * دانش فقر است ، ساز راه و برگ « 1 »
بنابراين اگر دو استاد از جهت علمى مطلوب بوده و در رتبهء مساوى با
هامش
( 1 ) . مثنوى معنوى ، ابياتى منتخب از ص 75 .