معلّم در طريق تعليم و تربيت بايد خردمند باشد و با شاگردان خود رفق و مدارا نمايد ، و براى آنان طبيب شفيق و خيرخواهى باشد كه در برابر سفاهت آنان حلم و بردبارى به خرج دهد و در مقابل جهالت آنان شكيبائى نمايد ، و علم خود را از شاگردى كه او را قابل مىيابد ، دريغ نكرده و بر او بذل نمايد . »
بارى نفس استاد بسان چشمهاى است كه اگر از كدورت هوى و هوس و حبّ جاه و مال و طمع و ديگر خصلتهاى زشت و ناپسند ، صاف و زلال بوده و در اثر تجلّيات رحمانى به صفا و يكرنگى رسيده و ماء معين آن پاك و ذوقانگيز باشد ، بديهى است وقتى اين آب برپاى نهال وجود شاگرد جارى مىشود او را رشد داده و به كمال و بارورى مىرساند و ثمره و ميوهء آن ، كه همان انديشهها و علوم و اخلاق إلهى مىباشند ، همگى رسيده و پر آب و شيرين ميگردد .
ولى اگر آب آن چشمه شور و تلخ و آلوده باشد ، ريشهء آن نهال را مىخشكاند و آن نهال به ثمر نمىنشيند ، يا اگر ثمرى دهد ، كال و نارس و حنظل خواهد بود . و از اين روست كه حضرت أميرالمؤمنين عليهالسّلام مىفرمايند :
أَيُّها النّاسُ اسْتَصبِحوا مِنْ شُعْلَةِ مِصْباحِ واعِظٍ مُتَّعِظٍ وَامْتاحوا مِنْ صَفْوِعَيْنٍ قَدْ رُوِّقَتْ مِنَ الْكَدَرِ . « 1 »
« اى مردم ! راه خود را از شعلهء چراغ وجود كسى روشن كنيد كه هم موعظه نموده و هم به آن موعظه عمل مىنمايد و سبوى جان خود را از زلال چشمهاى سيراب كنيد كه از تيرگى پاك شدهاست . »
خوى شاهان در رعيّت جا كند * چرخ أخضر ، خاك را خضرا كند
شه چو حوضى دان ، حشم چون لولهها * آب از لوله روان در گولهها
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغة ، خطبهء 105 ، ص 152 .